|
1387/12/01 ساعت 15:55:21 |
چند سالی بود که کتاب "غربزدگی" جلال آل احمد را تهیه کرده بودم اما هیچگاه فرصت خواندنش را پیدا نکردم. شاید به این دلیل که لابه لای انبوه کتابهای کتابخانه ام پنهان شده بود!. بالاخره موفق شدم تا در این روزها کتاب را بخوانم.
کتاب "غربزدگی" اکنون در آستانه پنجاه سالگی ست و چنانکه آل احمد در پیش درآمد کتاب اشاره می کند؛ طرح نخستین کتاب، گزارشی بود که به "شورای هدف فرهنگ ایران" داده شد که قرار بود از طرف وزارت فرهنگ وقت در مجموعه گزارشهای اعضای آن شورا منتشر شود که گویا این اتفاق نمی افتد. بعدها نشریه تازه تأسیس "کتاب ماه" کیهان در اوایل 1341 ثلث اول غربزدگی را منتشر می کند که همین باعث توقیف نشریه می شود. به هر حال چاپ اول آن در اوایل مهر 1341 در هزار نسخه منتشر می شود. متن چاپ دوم در اواخر 1342 نوشته می شود اما بار دیگر در حین چاپ توقیف می شود. آل احمد دوباره در فروردین 1343 غربزدگی را برای چاپ در خارج از کشور از نو می نویسد اما انتشار آن محقق نمی شود. و نهایتاً گویا بعد از چند سال کتاب در ایران منتشر می شود. آنچنان که جلال می گوید در این فاصله، کتاب چند بار در تهران و یکبار در کالیفرنیا بصورت چاپ عکسی همان متن ولی مخفیانه و بی صلاحدید وی منتشر می شود.
آل احمد تعبیر غربزدگی -عنوان کتاب- را چنانکه خود نیز در پیش درآمد کتاب اشاره می کند از مرحوم احمد فردید وام گرفته است. اما گویا بعد از انتشار کتاب مرحوم فردید به طرح بحث وی پیرامون مفهوم "غربزدگی" انتقاداتی وارد می کند. فردید درک و روایت جلال را از "غربزدگی" نادرست می خواند و از این بابت به جلال متعرض شده و از وی دلگیر می شود.
مرتبط: 1. چگونگی تولد کتاب غرب زدگی جلال آل احمد (صادق زیباکلام) 2. نقد کتاب غربزدگی (داریوش آشوری) 3. غربزدگی و عبور از جلال (سید عبد الجواد موسوی) 4. غرب زدگی نزد جلال و فردید (گفتگو با دکتر محمد رجبی)
نظرات (2) |
|
جایگاه "قرآن" در فعالیت های معرفتی ما کجاست؟ |
|
1387/11/28 ساعت 17:20:35 |
گاهی اوقات از اینکه در طول دوران زندگی ام وقت زیادی را برای مطالعه مقالات و کتاب های اندیشمندان مختلف در حوزه های گوناگونی مثل فلسفه، جامعه شناسی، تاریخ و... صرف می کنم راضی نیستم. البته نمی خواهم بگویم که مطالعه چنین آثار و تألیفاتی برایم مفید نیست یا وقت تلف کردن است اما آنچنان هم قلبم را آرامش نمی دهد!. همچنین بسیاری از عالمان را نیز می شناسم که سالها بر روی زندگی و اندیشه متفکرینی از خودشان برجسته تر در زمینه هایی مثل کلام، الهیات، فلسفه، جامعه شناسی، هنر، تاریخ و ... کار مطالعاتی و پژوهشی کرده اند. مثلاً یکی از فیلسوفان بنام معاصر -P.M.S Hacker- سی سال از عمر خود را بر روی زندگی و اندیشه لودویگ ویتگنشتاین -که بسیاری وی را بزرگترین فیلسوف قرن بیستم می دانند- تحقیق و پژوهش کرده است. این تنها نمونه میان عالمان متفکر شناس غربی و حتی شرقی یا مسلمان نیست. به کررات می توان از اندیشمندان، فلاسفه، متکلمین، جامعه شناسان و یا هر سنخ دیگری از اصحاب معرفت-چه مسلمان و چه غیر مسلمان- نام برد که سالها و بلکه تمام عمر خویش را صرف مطالعه و پژوهش پیرامون آراء و اندیشه های یک متفکر، فیلسوف، متکلم، جامعه شناس و ... که از خود برجسته تر و نام آورتر بوده است کرده اند. زیاد شنیده ایم که مثلاً می گویند فلانی ارسطو شناس است، یا هگل شناس است، یا وبر شناس است، مولوی شناس است، ابن عربی شناس است و ... . اما چرا به این مطلب اشاره کردم؟. راستش را بخواهید چون تصور می کنم ما به عنوان "متفکرین مسلمان" یا مسلمانانی که در هر زمینه ای فعالیت معرفتی انجام می دهند آنچنان که باید و شاید به "ارزش معرفت شناختی قرآن" اهمیت نداده و آنرا جدی نمی گیریم!
بعد از نوشت: این نوشته در شبکه ایران و رجا نیوز در تاریخ یکشنبه نهم فروردین 1388 باز نشر داده شد.
نظرات (3) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
خاطره ای از انصار حزب الله (1) |
|
1387/11/24 ساعت 11:47:32 |
ایده مطلب "شطرنج و بحران فلسفی!" مرا به این فکر انداخت که از این به بعد مروری کنم -هر چند کوتاه- بر خاطرات مقاطعی از زندگی ام حتی اگر تحلیل خاصی در مورد آنها نداشته باشم. اما شاید نکات و بصیرت های جالبی حتی در روایت داستان گونه خاطرات نهفته باشد. لذا در چند پست می خواهم به آشنایی و حضور چند ماهه خودم در تشکل انصار حزب الله اشاره کنم. دقیقاً یادم نیست اما تصور می کنم سال سوم یا چهارم دبیرستان بودم که دو سالی از پیروزی دولت اول اصلاحات در انتخابات ریاست جمهوری گذشته بود و جریانهای رقیب به شدت فعالیت های انتقادی خود را پیگیری می کردند. یکی از این جریانها تشکلی موسوم به انصار حزب الله بود که نشریه "یا لثارات الحسین" را نیز منتشر می کرد. اگر اشتباه نکنم اولین بار این نشریه را در نماز جمعه دیدم چون خاطرم هست که قبل یا بعد از نماز این نشریه پخش می شد. همیشه تیترهای جنجالی و بعضاً شگفت انگیز "یا لثارات" برایم جذاب و سؤال برانگیز بود. جالب اینجاست که حتی در آن سن و سال که هیچ آشنایی اجمالی و غیر اجمالی به مباحث اندیشه ای و فلسفی نداشتم همواره این سؤال برایم مطرح بود که در جامعه ای "اسلامی" چگونه آراء و اعمال حاکمین تا این اندازه تفسیر پذیر هست که در مورد یک اتفاق واحد برداشت ها آنقدر متفاوت و دور از یکدیگر است که هر گروه و جریان سیاسی دیدگاه و تعبیر خود را دارد و جریانهایی مانند انصار حزب الله نیز چنین تیترهای عجیب و غریبی می زنند؟!. کدام نظر و تفسیر حقیقی است؟ اسلام انصار حزب الله یا اسلام اصلاحات؟!. همین سؤالات باعث شد تا حس کنجکاوی ام گل کند تا ببینم این انصار حزب الله حرف حسابش چیست. به هر حال با گرفتن یک شماره از نشریه متوجه شدم که انصار حزب الله روزهای یکشنبه خیابان دوازده فروردین حوالی خیابان جمهوری جلساتی را بصورت هفتگی برگزار می کند.
پ.ن. این پست ادامه دارد!
نظرات (4) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
1387/11/22 ساعت 11:59:13 |
"کافه پیانو" رمان دیگری ست که این روزها خواندم."کافه پیانو" تألیف فرهاد جعفری به همراه رمان "بیوتن" اثر رضا امیرخانی هر دو با چاپهای متعدد جزء پرفروش ترین رمانهای سال بودند. ضمناً به تازگی "کافه پیانو" جایزه کتاب سال را نیز در حوزه ادبیات داستانی و رمان بدست آورد. جالب اینجاست که این رمان اولین قصه چاپ شده از فرهاد جعفری ست که در کمتر از یکسال به چاپ دوازدهم رسید. داستان از زبان روزنامه نگاری ست که هفته نامه اش تعطیل شده و کافه داری کار جدیدی ست که شروع کرده است. زبان و لحن نویسنده کاملاً ملموس و عامیانه بوده و نیز شخصیت های داستان واقعی و باور پذیر است. به لحاظ سبک نوشتن رمان، شما تصور می کنید که در حال خواندن یک وبلاگ روزانه هستید و به همین دلیل ساده نویسی رمان تا حدی جذبتان می کند. اگرچه فضای رمان به معنایی کاملاً روشنفکرانه است اما ویژگی آن نسبت به رمانهایی از این دست به نظرم نداشتن پز روشنفکری ست. زیرا تصور می کنم بتوان تفکیکی انجام داد بین رمانهای روشنفکرانه ای که پز روشنفکری می دهند و رمانهای روشنفکرانه ای که پز روشنفکری نمی دهند!. جملات معترضه بعضاً طولانی و شیوه جدید در تیتر زدن برای هر قسمت از داستان از دیگر ویژگی های این رمان است. اگر اهل رمان هستید وقتتان تلف نمی شود نگاهی هم به این رمان بیاندازید.
مرتبط: 1. مشخصات کتاب 2. وب سایت فرهاد جعفری نویسنده کتاب 3. حیف که پیانو کوک نیست (روزنامه کارگزاران) 4. گفتگو با فرهاد جعفری نویسنده کتاب
5. چه کسی پر فروش است؟ : نبرد "بیوتن" و "کافه پیانو" (شهروند امروز)
نظرات (3) |
|
1387/11/19 ساعت 11:05:19 |
|
یادداشت "علم را از دامن روسپیگری خارج کنید" دومین نوشته اینجانب در نشریه دانشجویی "پویش" بود که حدود پنج سال پیش منتشر شد. پیشتر در پست دیگری گفته بودم که مرور چنین نوشته هایی -که سالها از آن می گذرد- سه ویژگی خاص دارد: اول خاطره انگیز بودن، دوم خام و ابتدایی بودن و سوم حس تغییر در نوع نگاه و بینش. البته برشمردن این سه ویژگی به این معنی نیست که همه نوشته های پیشین ما الزاماً چنین ویژگیهایی دارند. شاید نوشته ای حتی با گذشت سالها هیچگاه خاطره انگیز نباشد یا خام و ابتدایی به نظر نیاید و یا حسی از تغییر در نوع نگاه و بینش مان را برملا نکند. اما بسیاری از ما نیز با مرور نوشته های پیشین خود چنین ویژگیهایی را ملاحظه می کنیم. در مورد ویژگی سوم گاهی اوقات تغییرات بینشی و نگرشی در ما چنان اتفاق می افتد که ارزشهایی را که پیشتر در نوشته های خود بدان می پرداختیم دیگر معنای خود را برای ما از دست می دهند. مثلاً در مورد همین یادداشتی که در اینجا آورده ام دیگر" علم" و" توسعه یافتگی" آنچنان برای من مقولاتی با اهمیت و ارزشی محسوب نمی شوند یا بهتر بگویم تلقی من از آنها کاملاً تغییر کرده است!
علم را از دامن روسپیگری خارج کنید
یکی از مهمترین شاخصهای توسعه یافتگی تولید علم در چرخه دانش جهانی است. پر واضح است که تولید علم بدون وجود یک نظام تحقیقاتی منسجم و کارآمد امکان پذیر نمی باشد. اما لازمه چنین نظامی ساختار مناسب و روابط معقولی است که در آن برقرار می شود. یکی از این روابط حیاتی، رابطه محقق با سازمان ها و مؤسسات موجود می باشد. این رابطه به دو شکل می تواند بروز نماید: 1. کارمند و کارفرما 2. متخصص و مشتری.
پ.ن. یادداشت "علم را از دامن روسپیگری خارج کنید" در نشریه دانشجویی پویش به مدیر مسئولی مرتضی اسدی و سردبیری سید مهدی موسوی در شماره 16 مورخ 13 خرداد 1382 در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی منتشر شد.
نظرات (2) |
|
ادامه مطلب ...
|
|
<< شروع < قبل 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 بعد > آخر >>
|