"مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد" 

                                                         دکتر علی شریعتی

ماهیت بشر از دیدگاه ویتگنشتاین
1387/12/17 ساعت 20:38:07
 تقریباً دو سالی ست که یکی از حوزه های مطالعاتی حقیر، تئوری های مربوط به ماهیت انسان(Theory of human nature) و ذیل آن مباحث مرتبط با "فطرت" است. کتاب بسیار جالب و خواندنی "ماهیت بشر از دیدگاه ویتگنشتاین" را که امروز به اتمام رساندم در همین زمینه است.
نویسنده کتاب، « پیتر هکر(Peter hacker) نزدیک سی سال از عمر خود را صرف تحقیق درباره ویتگنشتاین کرده است. کتاب حاضر عصاره جلد سوم شرح مفصلی است که با همکاری گردن بیکر(Gordon baker) به تحقیقات فلسفی ویتگنشتاین نوشته است. موضوع کتاب یکی از مهمترین شاخه های فلسفه یعنی فلسفه ذهن است که مسائلی مانند ثنویت ذهن و جسم، آزادی اراده و وجوب علی را مورد بحث قرار می دهد. آیا جز ماده متحرک، چیز دیگری هم وجود دارد؟ آیا روح از عوارض جسم است؟ با پیشرفت صنعت کامپیوتر نیز دوباره این سؤال بر سر زبانها افتاده است که «آیا انسان با ماشین اختلاف ماهوی دارد؟» آیا کامپیوتر هم می تواند عاشق شود؟ آیا ممکن است که از دشنام ما آزرده خاطر گردد یا برداشت ما را از شعر خیام داشته باشد؟».
این کتاب توسط مرحوم دکتر سهراب علوی نیا -استاد فلسفه دانشگاه شهید بهشتی و یکی از معدود متخصصان فلسفه تحلیلی در ایران- ترجمه شده است. متأسفانه دکتر سهراب علوی نیا تابستان امسال دار فانی را وداع گفت.

پ.ن: فاتحه ای را به حرمت حق استادی نثار روح آن عزیز کنید.

مرتبط:
1. مشخصات کتاب
2. درباره سهراب علوی نیا

نظرات (0)

نامه ای به رئیس قوه قضاییه درباره حسین درخشان
1387/12/15 ساعت 20:37:18
بسم الله الرحمن الرحیم

«یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین لله شهداء بالقسط و لا یجرمنکم شنآن قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی و اتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون» (مائده/8)

حضور محترم حضرت آیت الله شاهرودی
ریاست محترم قوه قضاییه
با سلام و احترام

همانگونه که مستحضر هستید «حسین درخشان» یکی از وبلاگ نویسان ایرانی از حدود چهارماه قبل در بازداشت به سر می برد. امضا کنندگان این نامه به عنوان جمعی از وبلاگ نویسان مسلمان و معتقد به آرمانهای انقلاب اسلامی قصد دفاع از همه مواضع و رفتارها و اقدامات نامبرده در گذشته را ندارند. لیکن تأسی به «شهداء بالقسط» ایجاب می کند که گواهی دهیم «درخشان» در سالهای اخیر نه تنها به خطاهای خود معترف بوده و از برخی نوشته ها و اقدامات ناصواب گذشته ابراز ندامت کرده بود، بلکه در فضای وبلاگستان و در رسانه های خارجی به عنوان یکی از مدافعان انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی شهرت یافته بود.
طبیعی بود که برخی نسبت به ریشه های تغییر مواضع او تردیدهایی داشته باشند و ملاحظاتی را پیرامون او مد نظر قرار دهند. اما آنچه روشن است اینکه «درخشان» بواسطه مواضع اخیرش و همچنین اطلاع رسانی پیرامون روابط و عملکرد برخی عناصر سیاسی و رسانه ای فعال در خارج از کشور، به شدت مغضوب محالفان شناخته شده نظام و انقلاب واقع شده بود. این افراد و گروه ها علاوه بر ساماندهی حملات سنگین تبلیغاتی و رسانه ای علیه او، کار را به اقامه دعوای حقوقی در دادگاهها نیز کشاندند. به جهت همین خصومتها بود که خبر بازداشت او بیش از همه موجب خشنودی اپوزیسیون نظام گردید. رسانه های خبری فارسی زبان در خارج کشور برخلاف رویه معمول خود نه تنها جنجالی در پی بازداشت او برپا نکردند بلکه تا مدتها حتی از پخش کوچکترین خبری درباره او خودداری می کردند.
امضا کنندگان این نامه اطلاعی از محتوای پرونده «حسین درخشان» ندارند اما به نظر می رسد بازداشت طولانی مدت او با اتهامی که رسماً در مورد او مطرح شده است چندان تناسبی نداشته باشد. خصوصاً با توجه به اینکه درخشان با مواضع و فعالیتهای اخیرش آشکارا قدم در راه جبران گذشته برداشته بود. بی تردید اگر او در ایام حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به غزه در بازداشت نبود، از قلم و وبلاگ خود جهت افشای هرچه بیشتر آن جنایات و دفاع از مردم مظلوم غزه استفاده می کرد. به این می اندیشیم که اگر «درخشان» صادقانه در نظرات و عملکرد گذشته اش تجدید نظر کرده باشد، چنین برخوردی چه پیامی برای او و امثال او خواهد داشت؟
ما وبلاگ نویسان مسلمان علی رغم تفاوت اعتقادات، دیدگاهها و سلایقمان با «حسین درخشان»، آشنایی با وبلاگ نویسی را بی واسطه و یا با واسطه وامدار فعالیتهای آموزشی پیشگام او در عرصه وبلاگ نویسی در ایران هستیم. به حرمت دانستن و آموختن، از حضرتعالی تقاضا داریم با توجه به شرایط خاص این فرد و خانواده متدین و نجیب او، دستور فرمایید در رسیدگی به پرونده او رأفت و رحمت اسلامی لحاظ گردیده و بازداشت او خاتمه یابد.
پیشاپیش از عنایت و التفات حضرتعالی سپاسگزاریم.

با آرزوی توفیق
جمعی از وبلاگ نویسان مسلمان

شهاب اسفندیاری (نقد فرهنگ)
امیررضا باقرپور شیرازی (وب نوشت ها)
احمدرضا بلیغ (انگار)
امید حسینی (آهستان)
هاتف خالدی (خرچنگ زاده)
سید کمال الدین دعایی (شق القلم)
سجاد صفار هرندی (خصوصی نیست)
سید علی کاشفی خوانساری (کاشفی دات نت)
سید مرتضی هاشمی مدنی (کلمه)

-------------------------------------------------------------
پ.ن.1: در صورت تمایل به امضاء این نامه لطفاً مشخصات خود را از طریق تماس با ایمیل اعلام کنید.
پ.ن.2: دکتر نیکی اخوان استاد دانشگاه و فعال ضد جنگ(مقیم آمریکا) این نامه را به زبان انگلیسی ترجمه و در وبلاگشان منتشر کرده اند.
پ.ن.3: تا کنون تلاش ما جهت انتشار این نامه یا حتی خبر آن در رسانه ها و سایتهای خبری داخلی به جایی نرسیده است. اگر دوستان بتوانند در این زمینه کمکی کنند موجب سپاس خواهد بود.

نظرات (1)

تمدن و تجدد
1387/12/13 ساعت 20:10:51
 کتاب "تمدن و تجدد" را که امروز به اتمام رساندم یکی دیگر از گفتگوهای رامین جهانبگلو با اندیشمندان برجسته ایرانی و غربی است. از این مجموعه می توان به گفتگوهای وی با ریچارد رورتی، آیزایا برلین، جورج استاینر، فرانسیس فوکویاما، دالای لاما، سید حسین نصر، داریوش شایگان و عده ای دیگر از اندیشمندان برجسته داخلی و خارجی اشاره کرد. طرف گفتگوی جهانبگلو در این کتاب، دکتر جمشید بهنام است. بهنام استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران تا سال 1357 و بنیانگذار و رئیس داشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران بوده است که در سالهای آخر پیش از انقلاب ریاست دانشگاه فارابی را بر عهده داشت. از آنزمان تا کنون وی مقیم پاریس است و از سال 1981، چندی قائم مقام دبیر کل شورای جهانی علوم اجتماعی یونسکو بود. از آثار و تألیفات وی می توان به "ایرانیان و اندیشه تجدد" و "برلنی ها" بعد از انقلاب و "ساختار خانواده و خویشاوندی" و "مقدمه ای بر جامعه شناسی"(به همراه دکتر شاپور راسخ) در پیش از انقلاب اشاره کرد.
«این کتاب حاصل گفتگویی است میان دو روشنفکر ایرانی از دو نسل مختلف و نگرشهایی که طبیعتاً نزدیکی ها و تفاوتهایی دارد. علی رغم موضوعهای گوناگونی که این گفتگو به آنها پرداخته، رویهمرفته بحث های آن وحدتی دارند که نام کتاب رساننده آن است. گفتگو حول برخی از مهمترین مسایل امروز جهان و جامعه ایران دور می زند و در آن تحلیلها و ارزیابیهایی در زمینه هایی چون رابطه روشنفکران ایران و غرب، روشنفکری دینی و مدرنیته بومی، سنت و میراث فرهنگی، جایگاه فرهنگ در جهان امروز، نسبی گرایی و کلی گرایی، گفتگوی تمدن ها و جهانی شدن، تهاجم فرهنگی و تفاهم جهانی مطرح می شود.»

مرتبط:
1. مشخصات کتاب
2. اندیشه تجدد (درباره جمشید بهنام)
3. مدرنیته باید از درون جامعه ظهور کند (گفتگو با جمشید بهنام)

نظرات (2)

چرا موضوع رساله کارشناسی ارشد اینجانب تصویب نشد؟ (2)
1387/12/08 ساعت 16:26:54
بعد از اینکه شورای گروه در تاریخ دوشنبه 5 اسفند 1387 تشکیل جلسه داد موضوع پیشنهادی اینجانب به دلایل ذیل -که توسط مدیرگروه به من ابلاغ شد- مورد تصویب قرار نگرفت :
(1) موضوع شما ارزش علمی ندارد و با تجربه ای! که اساتید دارند تشخیص می دهند که چنین پژوهشی نتیجه نداشته باشد و جز کاری ژورنالیستی و روزنامه ای نتیجه دیگری نخواهد داشت.
(2) ما اساساً چیزی به نام "جامعه شناسی اسلامی" نداریم و اگر شما کماکان اصرار بر این موضوع دارید بروید و آثار و تألیفاتی که در حوزه "جامعه شناسی اسلامی" وجود دارد بیاورید.
و نهایتاً هم، مدیر گروه محترم گفتند که موضوع دیگری را برای تصویب پیشنهاد بدهم و الزامی نداشته باشم که حتماً علایق خود را در چارچوب پایان نامه کارشناسی ارشد دنبال کنم. چون بعداً نیز می توانم چنین کاری را انجام دهم.

تا اینجا هر آنچه که گفتم ماجرایی بود که بین من و شورای گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی(ره) برای تصویب موضوع رساله کارشناسی ارشد گذشت. راستش را بخواهید پیش از اینکه طرح نامه خود را به مدیر گروه بدهم حدس می زدم که موضوع را تصویب نکنند اما با خودم گفتم که تلاشم را بکنم اما اگر نشد حداقل خیالم از این بابت راحت است که تلاشم را کرده ام!. اما حتی با وجود این آگاهی قبلی بسیار از این اتفاق ناراحت شدم. با اینحال خالی از لطف نیست که جواب کوتاه خودم را -دست کم برای بازگشایی عقده ام!- به این دو دلیل "پوچ"، "بی ارزش"، "واهی"، "بی معنا" و... بدهم. نمی دانم! شاید نامه ای را هم برای جواب شورای گروه تنظیم کردم.

پ.ن: شاید این پست ادامه داشته باشد شاید هم نه!. راستش بستگی به این دارد که برای تصویب موضوعم کماکان با شورای گروه بجنگم یا عطایش را به لقایش ببخشم.

نظرات (2)

ادامه مطلب ...
چرا موضوع رساله کارشناسی ارشد اینجانب تصویب نشد؟ (1)
1387/12/06 ساعت 18:19:53
روال معمول تصویب موضوع رساله کارشناسی ارشد در دانشکده ما(دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی) به این صورت است که نخست شما طرح نامه اولیه ای شامل "موضوع، سؤالات اساسی و طرح مسأله پژوهش پیشنهادی" را به همراه "روش تحقیق پیشنهادی" و "استاد راهنمای پیشنهادی" در یک یا دو صفحه به مدیرگروه ارائه می کنید تا در شورای گروه برای تصویب مورد بررسی قرار گیرد. بعد از آن اگر با طرح نامه اولیه شما موافقت شد Proposal نهایی را که با کمک استاد راهنما تنظیم شده با اعلام "استاد مشاور پیشنهادی" خود بار دیگر برای تصویب به گروه می دهید و نهایتاً بعد از تصویب، کار خود را تا زمان دفاع پایان نامه ادامه می دهید. این نکته مهم است که طرح نامه اولیه حکم Proposal را ندارد و صرفاً زمینه پژوهش و استاد راهنمای شما را مشخص می کند. چنین تفاوتی از آن جهت است که طرح نامه اولیه شما تا تبدیل شدن به Proposal نهایی ممکن است تغییرات زیادی داشته باشد. و به همین دلیل است که شورای گروه فقط در مورد زمینه پژوهش و استاد راهنمای شما نظر می دهد. من هم طبق روال معمول طرح نامه اولیه خود را بصورت ذیل به شورای گروه ارائه کردم:

- طرح نامه موضوع پیشنهادی رساله کارشناسی ارشد

- عنوان موضوع پیشنهادی: بررسی دیدگاههای موافق و مخالف با "امکان تأسیس جامعه شناسی اسلامی" در دوره بعد از انقلاب اسلامی

- طرح مسأله
از نخستین رویارویی های متفکرین مسلمان با منظومه معرفتی تجدد بطور عام و علوم اجتماعی معاصر(Social Science) بطور خاص، همواره یکی از دغدغه ها و مسائل فکری آنها بحث مناسبات دین و علوم اجتماعی بوده است. اما تاریخ ظهور و تحول این گونه مباحث در غرب به مراتب طولانی تر و گاه شدت آن بیشتر بوده است. به یک معنا از دوره رنسانس و سپس اواخر قرن هجدهم به بعد و شاید در تمامی قرن نوزدهم در جوامع غربی و بعدها در دیگر کشورها بویژه برخی جوامع مسلمان آسیایی و آفریقایی، به شکل های مختلف نسبت های میان امور اجتماعی و دینی و حوزه معرفتی مرتبط با آنها، یعنی بطور خاص مناسبات دین و علوم اجتماعی مطرح بوده است.

پ.ن: این پست ادامه دارد!

نظرات (3)

ادامه مطلب ...
<< شروع < قبل 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 بعد > آخر >>



عضويت

Powered by WebGozar