"كسي كه علف هاي هرز، خارها و تيغ ها را از بين مي برد، خواه چيزي را بكارد يا نكارد نفع برده است."                                                                  

رابرت. جي. اينگرسل

از علم ديني تا علم سكولار
1390/05/03 ساعت 17:57:32

"از علم ديني تا علم سكولار" تأليف دكتر مهدي گلشني -استاد فيزيك و فلسفه علمِ دانشگاه شريف-  عنوان يكي از كتاب هايي است كه در چند ماه گذشته خوانده ام.

در اين كتاب، ابتدا طي دو فصل نخست طرح بحران و تحولات جديدِ چند دهه اخير مطرح شده است؛ در فصل اول سكولار شدن جوامع علمي در غرب و دارالاسلام و علل آن توضيح داده شده و در فصل دوم به ديدگاههاي مختلف درباره رابطه علم و دين در جهان معاصر پرداخته شده است. آنگاه در دو فصل بعدي وضعيت مطلوب از ديدگاه اسلام بيان گرديده است؛ بدين معنا كه در فصل سوم به تبيين جايگاه علوم طبيعت از نظر اسلام پرداخته شده و در فصل چهارم به عنوان نمونه اي از تجلي اين ديدگاه، علل پيدايش تمدن درخشان اسلامي در چند قرن اول هجري تشريح شده است. سپس در فصول پنجم و ششم راه هاي ميان مدت و دراز مدت براي وصول به وضعيت مطلوب ترسيم گرديده است. وحدت حوزه و دانشگاه به عنوان يك راه ميان مدت و تحقق دانشگاه اسلامي به عنوان راهي دراز مدت.(ص3)

درواقع اين كتاب حكايت از آن دارد كه علوم طبيعت، چه در جهان اسلام و چه در تمدن جديد غرب، ابتدا با يك بينش ديني شكل گرفت و سپس در دو قرن اخير جنبه سكولار پيدا كرد، و نظر نگارنده اين است كه با توجه به محدوديت هاي بينش سكولار و ثمرات نامطلوب علم سكولار در صحنه عمل، علم بار ديگر جنبه ديني به خود بگيرد، تا زمينه براي شكوفا شدن ساير ابعاد وجودي انسان فراهم گردد.(ص4)

ايده اصليِ گلشني درباره مفهوم "علم ديني" اين است كه علم ديني از دو لحاظ قابل طرح است: اول اينكه پيشفرضهاي متافيزيكي علم مي تواند متأثر از جهان بيني ديني باشد. ثانياً اينكه بينش ديني در جهت گيري هاي كاربردي علم مؤثر است.(ص158)

 

مرتبط:

1. چكيده اي از كتاب "از علم ديني تا علم سكولار"

2. پنجمين نشست "درباره علم ديني" با حضور مهدي گلشني

 

نظرات (5)

به ياد پدر (4): صداي سخن عشق
1390/04/24 ساعت 22:17:48


رفت تا دامنش از گَرد زمين پاك بماند

آسماني تر از آن بود كه در خاك بماند

 

از دلِ بركه ي شب سر زد و تابيد به خورشيد

تا دلِ روشن نيلوفري اش پاك بماند

 

دل و دامان شب آنگونه ز سوز دم او سوخت

كه گريبان سحر تا به ابد چاك بماند


خوشه سرمست رسيدن شد و از شاخه فروريخت

تا كه در خاك، رگ و ريشه ي اين تاك بماند

هرچه ديديم از اين چشم، همه نقش برآب است

نيست نقشي كه در آيينه ي ادراك بماند


جز صداي سخن عشق صدايي نشنيدم

كه در اين همهمه ي گنبد افلاك بماند              (مرحوم قيصر امين پور)

پ.ن1: فاتحه اي را براي شادي روح شهيد احمدرضا باقرپور شيرازي قرائت كنيد.

پ.ن2: يادداشتِ "به ياد پدر" امسال را به صالح عزيز تقديم مي كنم كه امروز هفتمين شب فراق پدر را صُبح مي كند.

 

مرتبط:

1. به يادپدر (1): شهيد احمدرضا باقرپور شيرازي

2. به ياد پدر (2): بيست و هشتمين سالروز پروازت مبارك!

3. به ياد پدر (3): شهداي ديروز و امروز


نظرات (6)

تأملات (8) الف
1390/03/15 ساعت 09:58:00

كلا ان الانسان ليطغي* أن رءاه استغني

همانا انسان سركشي مي كند چون خود را ببيند بي نياز (علق 6 و 7)

 

بي ترديد "سركشي" و "استغنا" هر دو، امري قلبي و به معنايي بنياني تر، وجودي اند. در اين صورت، اگر پذيرفته باشيم كه معرفت انساني در تحليل نهايي، مولود و محصولِ مجموعه ذو ابعاد و تو بر تويِ تمنيات و تعلقات انساني است؛ آيا "سركشي" و "استغنا" به مثابه نوعي از تمنيات و تعلقات انساني، نمي تواند نقشي تقويمي در مهمترين نقاط ساختمان معرفت انساني ايفا كند؟!

كانت در مقاله مشهورش در پاسخ به پرسشِ روشنگري چيست، مي نويسد:

"روشنگري، خروج آدمي است از نابالغيِ به تقصيرِ خويشتنِ خود. و نابالغي، ناتواني در به كارگرفتن فهم خويشتن است بدون هدايت ديگري. به تقصير خويشتن است اين نابالغي، وقتي كه علت آن نه كمبود فهم، بلكه كمبود اراده و دليري در به كار گرفتن آن باشد بدون هدايت ديگري. «دلير باش در به كار گرفتن فهم خويش!» اين است شعار روشنگري." (1)

اكنون اگر جوهر روشنگري به گفته كانت -يعني "دليري در بكارگرفتن فهم خويش بدون هدايت ديگري"- را  در صورت منقح تر آن، به معناي "دليري در بكارگرفتن فهم انساني بدون هدايت خداوند" بدانيم؛ آيا نمي توان اين اصل مقوم و زيربنايي در معرفت شناسي كانت –و به تبع آن در معرفت شناسي تجددي- را مولود و برخاسته از خواست و تعلقي ژرف در وجود انسان معاصر يعني استغنا(بي نيازي) از آموزه هاي خداي غني و حكيم دانست؟! و آيا اين بي نيازي تمهيدي براي سركشي و طغيان وي نخواهد بود؟! و آيا اين بي نيازي و سركشي، كه در تار و پود وجود انسان معاصر تنيده شده است، به همان ميزان، در تار و پود معرفت وي نيز تنيده نخواهد شد؟!


 پ.ن1: ارهارد بار. ترجمه سيروس آرين پور، روشنگري چيست؟ (نظريه ها و تعاريف)، نشر آگه، ص 31.


مرتبط:

1. مجموعه تأملات قرآني


نظرات (6)

آغاز زندگي مشترك...
1390/01/14 ساعت 15:08:34


اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم

نهم فروردين 1390 آغاز فصلي جديد در زندگي من و همراه هميشگي ام بود. از همه دوستان عزيز، طلب دعاي عاقبت به خيري مي كنم.

التماس دعا

نظرات (31)

تبريك سال نو!
1389/12/29 ساعت 21:15:08

بسم الله الرحمن الرحيم

يا مقلب القلوب و الابصار* يا مدبر اليل و النهار* يا محول الحول و الأحوال* حول حالنا الي احسن الحال


سال جديد را خدمت همه دوستان و مخاطبان گرامي تبريك عرض مي كنم و خالصانه اميدوارم سالي سرشار از بندگي عالمانه تر و خاضعانه تر را پيش رو داشته باشيد.


امروز با تحولاتي كه در اقصي نقاط جهان اسلام در حال وقوع است، بيش از هر زمان ديگري از سويداي جان بايد فرياد بزنيم:


اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن* صلواتك عليه و علي آبائه* في هذه الساعة و في كل الساعة* ولياً و حافظا* و قائداً و ناصرا* و دليلاً و عينا* حتي تسكنه ارضك طوعا* و تمتعه فيها طويلا


التماس دعا


نظرات (8)

<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > آخر >>



عضويت

Powered by WebGozar