دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد
۲۱ آذر ۱۳۸۷
 رمان "دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد" را دیروز خواندم. شخصیت اصلی داستان یعنی "دکتر نون" از معاونین و مشاورین نزدیک و مورد وثوق دولت دکتر محمد مصدق است که بعد از کودتای 28 مرداد و سرنگونی دولت مصدق تحت فشار عوامل سرلشگر زاهدی قرار می گیرد تا تن به مصاحبه ای رادیویی بر علیه دکتر مصدق دهد. اگرچه دکتر نون چند ماهی را در زندان دربرابر این خواسته کودتاگران مقاومت می کند اما نهایتاً با حیله ای که توسط آن به ظاهر نشان داده می شد که همسر وی تحت شکنجه قرار گرفته است، تسلیم خواسته عوامل کودتا می شود. بعد از آزادی از زندان، دکتر نون متوجه می شود که صدای شکنجه ای که در زندان شنیده، متعلق به همسرش نبوده است. لذا بخاطر خیانتی که به دلیل عشق به همسرش به مصدق می کند، دچار عذاب وجدان و افسردگی شدیدی می شود که منجر به گوشه گیری و انزوای وی می گردد. دکتر نون تا پایان داستان دست به گریبان چنین وضعیتی است و اینچنین زندگی اش را تباه می سازد. به نظرم شهرام رحیمیان نویسنده داستان به زیبایی تم تراژیک داستان را تصویر کرده و بدین ترتیب احساسات هر خواننده ای را برمی انگیزد.

پ.ن. چاپ دوم کتاب سانسور نشده است.


مرتبط:
1. مشخصات کتاب
2. وب سایت شخصی شهرام رحیمیان نویسنده کتاب
3. گفتگو با شهرام رحیمیان نویسنده مقیم آلمان
4. «دکتر نون در هزارتوی خودش» (پرنیا فراهانی)
5. گفتگو با مهشید نونهالی درباره دکتر نون...

نظرات (4)

میرا
۱۹ آذر ۱۳۸۷
1488_219رمان "میرا" اثر کریستوفر فرانک(Christopher Frank) را امروز به اتمام رساندم. رمانی که -اگر اشتباه نکنم- سال 1384 توقیف شد. "میرا" تصویرگر جامعه ای است که "فردیت" هیچ معنایی در آن ندارد. به زبان جامعه شناختی، میرا از جامعه ای سخن می گوید که اصالت با جمع است نه فرد. در چنین جامعه ای حتی اگر "فردیتی" را بتوان متصور بود، فردیتی است که تجلی ارزشهای جمعی جامعه است. در چنین جامعه ای عرصه خصوصی، شخصی یا فردی -حتی در فردی ترین امور مانند روابط جنسی- نه تنها ضد ارزش یا نامطلوب، بلکه فراتر از آن، اساساً مهمل و بی معنی ست.
شخصیت اصلی داستان باوجود اینکه در چنین جامعه ای زیست می کند اما ناآرامی عمیق و پنهانی وجود او را پر کرده است؛ چنانکه سرتاسر داستان آگاهانه سعی می کند با ذوب شدن در چنین جامعه ای مبارزه کند تا اینکه جان خود را نیز در این راه می دهد.
تصور می کنم مصداق بارز تاریخی و جامعه شناختی چنین حیاتی جامعه کمونیستی(اشتراکی) باشد که مدت های مدیدی اتوپیای عده زیادی از متفکرین و اندیشمندان قرن بیستمی بود.جامعه ای که در کتاب درسی آن آمده است:«در هر لحظه و در هر وقت، برای هر فردی از افراد ملت امکان این هست که درستی موضع اجتماعی اش را بررسی کند، برای این کار فقط کافی است که موقعیت خود را با موقعیت همسایگانش بسنجد. وقتی این دو موقعیت دیگر هم سان نبودند، آن وقت متوجه می شود که توازن اجتماعی به هم خورده و بی عدالتی برقرار شده است. اما چه در زمان بدبختی و چه در زمان نیک بختی، اگر موقعیت ها یک سان نباشند، این فرد متوجه سرنوشت کامل اجتماعی اش خواهد شد و در آن ناگزیر شرکت خواهد کرد. زیرا نابرابری همیشه برابر است با بی عدالتی.»(صفحه 83)

مرتبط:
1. مشخصات کتاب
2. دریافت رایگان رمان "میرا"
3. نگاهی به رمان توقیف شده «میرا» نوشته کریستوفر فرانک(هفتان)


نظرات (1)

شطرنج و بحران فلسفی!(2)
۱۳ آذر ۱۳۸۷
 داستان به اینجا رسیده بود که با اخذ ریتینگ بین المللی آماده حضور در مسابقات انتخابی تیم ملی بودم که ماجرا گونه دیگری رقم خورد!


1. بحران فلسفی ، "معنا"، "تعلقات" و "شیوه زندگی"

همه ما در زندگی مان تعلقاتی داریم که برای ما ارزشمند هستند. برخی از این تعلقات آنچنان ارزشمند هستند که حاضریم تمام زندگی مان را بر مبنای آنها بنا کنیم. و حتی آینده خویش را در تحقق آنها جستجو کنیم. به بیانی دیگر این تعلقات ما هستند که به زندگی و حیات ما معنا می بخشند. حیات هر انسانی حاوی مجموعه "تعلقاتی" - شامل هرگونه غایات، گرایشها، امیال و علایق- است که همه فعالیتهای حیاتش را معنادار می کند. درواقع فهم حیات انسانی بدون در نظرگرفتن این مجموعه ممکن نخواهد بود.
شاید ابتدایی ترین و در عین حال ژرف ترین پیامدی  که "بحران فلسفی" برای حیات انسانی دارد این است که از "معنای" آن پرسش می کند. خاطرم هست هنگامی که احساس کردم به شدت دست به گریبان چنین بحرانی شده ام، پرسشهای متعددی ذهنم را مشغول کرده بود: اساساً چرا باید شطرنج بازی کنم؟ چرا باید همه توان و بهترین لحظه های عمرم را صرف شطرنج و دنیای قهرمانی اش کنم؟ آیا شطرنج ارزشی بیش از یک "بازی" دارد؟ به قول دوست عزیزی چگونه می توانم معنای زندگی ام را در حرکت 32 مهره و صفحه ای 64 خانه ای خلاصه کنم؟


پ.ن.1: از اینکه وعده قسمت دوم را دیر اجابت کردم از همه مخاطبین عذرخواهی می کنم.
پ.ن.2: بعد از نوشتن این قسمت احساس کردم حرفهای بیشتری دارم اما دیگر بیش از این، انتظار مخاطبین و همچنین تفصیل بیشتر را جایز ندانستم.

نظرات (3)

ادامه مطلب ...
فراخوان مقاله همایش "آنان که می اندیشند"
۲۹ شهريور ۱۳۸۷
in355
دفتر اندیشه شناسی کانون اندیشه جوان پنجمین دوره از سلسله همایش های "آنان که می اندیشند" را با همکاری بسیج دانشجویی دانشکده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی(ره)، و با موضوع "بررسی و نقد آراء و اندیشه های دکتر سید احمد فردید" 29 و 30 مهرماه سال جاری  در دانشکده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی (ره) برگزار می نماید.
موضوعات: منظومه فکری فردید- فردید و انقلاب اسلامی- فردید و هایدگر- فردید و ابن عربی- فردید و فلسفه اسلامی(فلسفه ملاصدرا)- فردید و ادوار تاریخی- فردید، روشنفکری و روشنفکران- فردید و غرب(غرب شناسی فردید)- زبان شناسی فردید- فردید و جریانهای فکری معاصر، قابل طرح در این همایش دو روزه هستند.
دفتر اندیشه شناسی کانون جهت ارتقاء کیفی همایش و بهره مندی از آثار و محصولات فکری دانشجویان، اقدام به فراخوان مقاله نموده است. دانشجویان علاقه مند می توانند آثار خود را در موضوعات پیشنهادی به صورت چکیده و اصل مقاله حداکثر در 15 صفحه A4 به همراه لوح فشرده و یک قطعه عکس 4×3 به دبیرخانه همایش واقع در خیابان وصال شیرازی- کوچه بهنام- شماره 25 ارسال نمایند. تلفن:88989893.
شایان ذکر است که آخرین مهلت آثار 24 مهرماه بوده و به کلیه آثار رسیده به دبیرخانه همایش لوح یادبود و به مقالات برتر جوایز ارزنده ای اهدا می شود. ضمناً برای آخرین اطلاعات پیرامون همایش می توانید به پایگاه اطلاع رسانی کانون اندیشه حوان به نشانی www.canoon.org مراجعه کنید.

نظرات (4)

<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 بعد > آخر >>