|

رفت تا دامنش از گَرد زمين پاك بماند
آسماني تر از آن بود كه در خاك بماند
از دلِ بركه ي شب سر زد و تابيد به خورشيد
تا دلِ روشن نيلوفري اش پاك بماند
دل و دامان شب آنگونه ز سوز دم او سوخت
كه گريبان سحر تا به ابد چاك بماند
خوشه
سرمست رسيدن شد و از شاخه فروريخت
تا كه در
خاك، رگ و ريشه ي اين تاك بماند
هرچه ديديم
از اين چشم، همه نقش برآب است
نيست نقشي
كه در آيينه ي ادراك بماند
جز
صداي سخن عشق صدايي نشنيدم
كه در اين
همهمه ي گنبد افلاك بماند (مرحوم قيصر امين پور)
پ.ن1: فاتحه
اي را براي شادي روح شهيد احمدرضا باقرپور شيرازي قرائت كنيد.
پ.ن2:
يادداشتِ "به ياد پدر" امسال را به صالح عزيز تقديم مي كنم كه امروز هفتمين
شب فراق پدر را صُبح مي كند.
مرتبط:
1. به
يادپدر (1): شهيد احمدرضا باقرپور شيرازي
2. به ياد
پدر (2): بيست و هشتمين سالروز پروازت مبارك!
3. به ياد
پدر (3): شهداي ديروز و امروز
نظرات (6) |