"مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد" 

                                                         دکتر علی شریعتی

تأملات (1)
1389/05/08 ساعت 22:13:39

ويتگنشتاين به درستي مي‌بيند كه "ذائقه، امور و اشياء را مقبول مي‌كند"(1980: ص 59).*

و من مي‌خواهم اضافه كنم كه ما امور و اوضاعي را كه مقبول مي‌يابيم اغلب عقلاني مي‌خوانيم.

تهران، 1380

 

آيا ما امور و اوضاعي را كه مقبول مي يابيم تنها اغلب عقلاني مي خوانيم؟ به بيان ديگر آيا "عقلاني" خواندن، تنها گونه ممكن براي بيان امور و اوضاع مقبول ماست؟ در اين صورت، آيا بكارگيري مقولاتي مانند "اخلاقي"، "انساني"، "جهاني"، "فطري"، "طبيعي" و نظاير اينها، نيز گونه هايي ديگر براي بيان امور و اوضاع مقبول ما نيست؟ علاوه بر اين، اگر چنين حالاتي را بتوان تصور نمود، اساساً چه تفاوت ها و اشتراكاتي ميان اين انواع بيان هاي امور و اوضاع مقبول ما وجود دارد؟ و هر كدام از اين انواع بيان، چه چيزي پيرامون امور و اوضاع مقبول ما در عرصه هاي مختلف حياتمان مي گويند؟

اگر اين فرض را بپذيريم كه امروز همه مقولات "اخلاقي"، "انساني"، "جهاني"، "فطري"، "طبيعي" و نظاير اينها -كه گونه هاي متنوعي براي بيان امور و اوضاع مقبول ماست- مورد مناقشه و منازعه بي پايان و نافرجامي ميان ما انسانهاست؛ آيا اين امر دلالت ندارد كه در حقيقت، اين امور و اوضاع مقبول متعدد و متنوع ما انسانهاست كه مورد مناقشه و منازعه بي پايان و نافرجام قرار گرفته اند؟

ممكن است ظريف انديشي سؤال كند كه چرا امور و اوضاع مقبول ما انسانها مورد مناقشه و منازعه بي پايان و نافرجام قرار گرفته اند؟ پاسخ خيلي ساده و صريح اين است كه چون اين امور و اوضاع مقبول متعدد و متنوع، برخاسته از عرصه فراخ و گسترده تعلقات متكثر، متغاير، متضاد و متعارض انساني است، كه با  تار و پود فرهنگ هاي گوناگون بشري عجين شده است! كسي چه مي داند شايد به گفته او: لتعارفوا !  (1)

 

(1): اشاره به آيه 13 سوره مباركه حجرات

(2): آنچه كه پس از اين تحت عنوان "تأملات" اينجا منتشر مي شود حاوي تعريض هايي ست كه حقير، پيرامون برخي تأملات استاد عزيز جناب آقاي دكتر سعيد زيباكلام نوشته ام.

 

  * L. Wittgenstein(1980) Culture and Value, ed. by G.H.VON WRIGHT, Trans. P.WINCH (Oxford, Bkml).      
    

نظرات (0)

سفرنامه عراق: ارديبهشت 89
1389/04/27 ساعت 03:40:48

ديروز كه از سفر مشهد بازمي گشتيم به سينا گفتم: نمي دانم چرا در اين فاصله كوتاه، دوباره خداوند سفر كربلا را نصيبم كرده است؟ خيلي علاقه مندم بدانم كه در اين فاصله چه كرده ام كه چنين توفيقي نصيبم شده است؛ مي خواهم تا بازهم آن عمل را انجام بدهم تا شايد توفيقات بيشتري نصيبم شود. اما سينا نكته اي گفت كه عجيب مرا به فكر واداشت. سينا گفت: در اين انديشه و سؤالي كه ذهنت را مشغول كرده نفسانيت نهفته است. گفتم چرا؟

گفت: چون تصورت اين است كه تو كاري كرده اي كه اين توفيق نصيبت شده است، اما اشتباه مي كني چون وجودي كه منبع جود و سخاست هميشه نسيم لطف و كرمش به ما مي وزد. اين ماييم كه بايد قدر آنرا بدانيم و از آن استفاده كنيم نه اينكه ما كاري كرده باشيم. راستش را بخواهيد وقتي خوب فكر كردم ديدم حق با سيناست.

خلاصه بگويم كه اگر خدا بخواهد و ائمه هدي(ع) بطلبند امروز صبح عازم عتبات عاليات هستم و تا نيمه شعبان آنجا خواهم بود. لذا مناسب ديدم كه چند تصوير اندك سفر قبل را به عنوان تحفه اي براي ثبت در اينجا ارائه كنم. راستش سفر پيشين آنقدر حال و هواي خاصي داشت كه فرصت و مجال نوشتن و ثبت تصوير نداشتم. انشاءالله شايد در اين سفر جبران كردم.

از طرف همه دوستان و مخاطبان گرامي نائب الزياره خواهم بود. و پيشاپيش از اينكه تا زمان بازگشت، كامنت ها منتشر نمي شود عذرخواهي مي كنم.

 

حلال كنيد و التماس دعا


آغاز سفر: مسجد ترمينال غرب

 

صرف نهار در روز نخست سفر: رستوران هتل ملت، دوراهي نهاوند

 

محل اسكان شب نخست سفر: خانه اي در مرز مهران

 

انتظار براي عبور: مرز مهران

 

كربلاي معلا، بين الحرمين، حرم امام حسين(ع)

 

كربلاي معلا، ميدان مشك

 

كربلاي معلا، بين الحرمين، حرم حضرت اباالفضل(ع)


بازار پشت تل زينبيه: رفعتي(مداح كاروان)، من و اديب ساعدي(سپاه بدر)

 

مقام دست راست حضرت عباس(ع)

 

 محل اقامت در كربلاي معلا: خيابان السدره، هتل رياض الجنه

 

تل زينبيه

 

كربلاي معلا، بين الحرمين، حرم حضرت اباالفضل(ع)

 

كربلاي معلا، خيابان السدره، مقام امام زمان(عج)

 

نقطه صفر مرزي در خاك عراق: ميرسرابي(مدير كاروان)، من و رفعتي(مداح كاروان)

 

نقطه صفر مرزي در خاك عراق

 

صف طويل اتوبوس ها در نقطه صفر مرزي در خاك عراق


نظرات (3)

عكس انتخاباتي با كت دكتر احمدي نژاد
1389/04/26 ساعت 15:09:12

"عكس انتخاباتي با كت دكتر احمدي نژاد يا: چگونه يك نويسنده سياستمدار مي شود" تأليف محمدرضا سرشار(نويسنده و قصه گوي ظهر جمعه راديو) -كه به تازگي خوانده ام- مجموعه يادداشت هاي كوتاهي ست كه وي در فواصل كوناه و اندك فعاليت هاي انتخاباتي خويش به عنوان كانديداي مجلس ششم به مثابه خاطرات انتخاباتي خود نگاشته است. اين يادداشت ها، در ايام انتخابات مجلس هشتم و بعد، روي سايت خبرگزاري فارس قرار گرفت.

مطالعه اين كتاب از دو جهت جالب بود: اول اينكه به نوعي نشان دهنده تجربيات و فرهنگ سياسي كانديداها و بخصوص آنهايي است كه به عنوان شخصيتي فرهنگي وارد عرصه فعاليت هاي سياسي مي شوند. دوم اينكه تا حدودي نيز اطلاعات كمتر منتشر شده اي از دوران اصلاحات و انتخابات مجلس ششم را بيان مي كرد.

 

در فرازي از كتاب آمده است:


«اصلا براي انداختن چنين عكس مهمي آمادگي نداشتم. اگر مي دانستم، حداقل موهاي سرم را مي شستم. لباس هم مناسب يك عكس رسمي، نبود.

اما چاره اي نداشتم.

ژاكت يقه اسكي دستباف خانم و اوركت تنم بود.

عكاس گفت: با اين لباسها، نمي شود.

چه كار مي بايست مي كردم؟

دكتر محمود احمدي نژاد، به دادم رسيد:

-با كت من عكس بيندازيد.

گفتم: عيبي ندارد در عكسها، كت هردويمان يكي باشد؟

گفت: نه. معلوم نمي شود.»

 

"عكس انتخاباتي با كت دكتر احمدي نژاد يا: چگونه يك نويسنده سياستمدار مي شود"، نوشته محمدرضا سرشار، تابستان88، از سوي انتشارات «سوره مهر» منتشر شده است. اين كتاب 200 صفحه اي در شمارگان 2500 نسخه و قيمت 2800 تومان روانه بازار شده است.

 

مرتبط:

1. وب سايت محمدرضا سرشار(نويسنده كتاب)

2. نكاهي به "عكس انتخاباتي با كت دكتر احمدي نژاد"


نظرات (0)

به ياد پدر (3): شهداي امروز و ديروز
1389/04/24 ساعت 01:14:25


بيست و نهمين سالروز شهادت احمدرضا باقرپور شيرازي

 

"به ياد پدر" بهانه اي براي يادآوري هر ساله كساني است كه اين روزها بيش از گذشته، ناشناخته و مظلوم اند. امروز كساني مفتخر به نام "شهيد" مي شوند كه در مقابل ولي زمانه شان مي ايستند، اما ديروز شهدا در مقابل اين پرسش كه "چرا به جبهه آمده ايد؟" پيش از هر پاسخي بلافاصله مي گفتند: چون ولي زمانمان خميني اينگونه خواسته است. امروز دموكراسي خواهي و تجدد طلبي شهيد مي دهد، اما ديروز غرب ستيزي و اسلام خواهي شهيد مي داد. امروز شهدا در پروژه هاي سياسي و هياهوي رسانه ها ساخته مي شوند، اما ديروز شهدا در دامان مادران پاك سيرتشان ساخته مي شدند. امروز شهداي سبز از سوي غرب انسان هايي آزاديخواه و وطن پرست خطاب مي شوند، اما ديروز شهدا را بنيادگراياني مي پنداشتند كه سحر خميني آنها را جادو كرده است. امروز شهداي سبز از محفل هاي مشكوك عازم ميدان نبرد(يا همان ميدان انقلاب فعلي!) مي شوند، اما ديروز اين مساجد و حسينيه هاي عزاداري بودند كه شهدا را فوج فوج به جبهه هاي حق عليه باطل بدرقه مي كردند. امروز مادران و پدران شهداي سبز به دنبال خون خواهي فرزندانشان هستند، اما ديروز مادران و پدران شهدا خون فرزندانشان را هديه و تحفه اي بي منت در راه اسلام و خميني مي دانستند. و ... !

خلاصه گويا ميان شهداي امروز و ديروز شكاف ها و گسست هايي ست كه مانند چاه ويل تا ابد پر نخواهد شد. همچنين به نظر مي رسد مفهوم "شهيد" را هم كه مدت ها بي مناقشه و منازعه جلوه مي كرد، اين روزها بايد آرام آرام و حرف به حرف داخل گيومه هايي قرار داد كه بسياري از مفاهيم را در دام مباحثات پايان ناپذير و بي فرجام اسير كرده است!

 

پ.ن1: اين يادداشت را تقديم مي كنم به پدر عزيز و بزرگوارم كه جاي خالي پدر شهيدم را بي هيچ منت و نقصي پر كرد.

پ.ن2: فاتحه اي را به روح همه شهداي اسلام از صدر تا كنون و بويژه شهيد احمدرضا باقرپور شيرازي تقديم كنيد. 


مرتبط:
1. به ياد پدر: شهيد احمدرضا باقرپور شيرازي
2. به ياد پدر: بيست و هشتمين سالروز پروازت مبارك! 

نظرات (5)

اندر مصائب هك بودگي!
1389/04/17 ساعت 07:55:07

hackerچند روز پيش، در يك روز دو بار هك شدم! در اين دو سه سالي كه اين كلبه مجازي را با خون و دل! سرپا نگه داشته ام اين چندمين باري ست كه مورد لطف هكرها قرار مي گيرم و اينجور كه پيداست آخرين آنها هم نخواهد بود! واقعاً نمي دانم چرا؟

كس ديگري سياسي مي نويسد ما را هك مي كنند. كس ديگري سر و ته فتنه است به ما گير مي دهند و خلاصه ما هم شده ايم مصداق آن شعر طنازانه استاد عليرضا قزوه، كه هر كاري مي كنيم گويا سياسي تلقي مي شود! يكي نيست به اين هكرهاي از همه جا بي خبر بگويد كه آخر، اينجا با حداكثر بازديد روزانه 30 نفر، چه دارد كه اينگونه بي رحمانه به آن حمله مي كنيد؟! البته حدس مي زنم اينبار كار برخي فرقه هاي ضاله است كه خدا از سرشان نگذرد.

به هر حال، اين هك شدگي سبب شد تا دو پست آخر و برخي كامنت ها، لينك هاي روزانه و ... از بين برود و از آنجايي هم كه ما به قول دوستان آخر شانس و اقبال هستيم، بك آپ روزانه ما هم آلوده شد و مجبور شدم از بك آپ هفتگي استفاده كنم؛ كه همين امر سبب شد تا نتوانم برخي مطالب محذوف را برگردانم. به هر حال سعي كردم دوباره پست هاي آخر و همچنين ديگر محذوفات را به مرور در وب سايت قرار دهم اما برگرداندن كامنتها امكان پذير نبود. بنابراين لازم مي دانم از همه دوستان و مخاطباني كه كامنت هايشان حذف شد از طرف خودم و آن هكرهاي ناجوانمرد! عذرخواهي كنم. البته اين اتفاق باعث شد تا بيشتر به برطرف كردن حفره هاي امنيتي موجود و به روز كردن برنامه مديريت وب سايت اهتمام بورزم.

نهايتاً بر من واجب است كه از سه دوست بزرگوار، آقايان صالح و ستوده طوفانيان و  همچنين حميد جليلي عزيز كه هميشه زحمت هاي من بر سر او آوار مي شود تشكر كنم.


نظرات (3)

<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > آخر >>



عضويت

Powered by WebGozar