| چرا موضوع رساله کارشناسی ارشد اینجانب تصویب نشد؟ (2) |
| 1387/12/08 ساعت 16:26:54 | ||||||||||
|
بعد از اینکه شورای گروه در تاریخ دوشنبه 5 اسفند 1387 تشکیل جلسه داد موضوع پیشنهادی اینجانب به دلایل ذیل -که توسط مدیرگروه به من ابلاغ شد- مورد تصویب قرار نگرفت :
(1) موضوع شما ارزش علمی ندارد و با تجربه ای! که اساتید دارند تشخیص می دهند که چنین پژوهشی نتیجه نداشته باشد و جز کاری ژورنالیستی و روزنامه ای نتیجه دیگری نخواهد داشت. (2) ما اساساً چیزی به نام "جامعه شناسی اسلامی" نداریم و اگر شما کماکان اصرار بر این موضوع دارید بروید و آثار و تألیفاتی که در حوزه "جامعه شناسی اسلامی" وجود دارد بیاورید. و نهایتاً هم، مدیر گروه محترم گفتند که موضوع دیگری را برای تصویب پیشنهاد بدهم و الزامی نداشته باشم که حتماً علایق خود را در چارچوب پایان نامه کارشناسی ارشد دنبال کنم. چون بعداً نیز می توانم چنین کاری را انجام دهم. تا اینجا هر آنچه که گفتم ماجرایی بود که بین من و شورای گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی(ره) برای تصویب موضوع رساله کارشناسی ارشد گذشت. راستش را بخواهید پیش از اینکه طرح نامه خود را به مدیر گروه بدهم حدس می زدم که موضوع را تصویب نکنند اما با خودم گفتم که تلاشم را بکنم اما اگر نشد حداقل خیالم از این بابت راحت است که تلاشم را کرده ام!. اما حتی با وجود این آگاهی قبلی بسیار از این اتفاق ناراحت شدم. با اینحال خالی از لطف نیست که جواب کوتاه خودم را -دست کم برای بازگشایی عقده ام!- به این دو دلیل "پوچ"، "بی ارزش"، "واهی"، "بی معنا" و... بدهم. نمی دانم! شاید نامه ای را هم برای جواب شورای گروه تنظیم کردم. پ.ن: شاید این پست ادامه داشته باشد شاید هم نه!. راستش بستگی به این دارد که برای تصویب موضوعم کماکان با شورای گروه بجنگم یا عطایش را به لقایش ببخشم. اول اینکه سؤال من از شورای گروه این است که از کجا و بر پایه چه ملاکی تشخیص می دهند که موضوعی ارزش علمی دارد یا ندارد؟ و همچنین بر اساس کدام معیار، تصورشان بر این است که نتیجه کار بر روی موضوعی به کاری ژورنالیستی و روزنامه ای ختم می شود؟. آیا تا به حال از خود پرسیده ایم که عالمان علوم اجتماعی، فیزیکدانان، ریاضیدانان، فلاسفه و... چگونه به جالب بودن و ارزشمند بودن موضوعی برای پژوهش نایل می شوند؟. به نظرم این پرسش فوق العاده مهم است!. بارها شده است که ما با پژوهشهای بنیانی و شگفت آوری از عالمان در هر حوزه ای از دانش روبرو می شویم که پیش از آنها سابقه نداشته است. و مثلاً از خودمان می پرسیم که چرا موضوعی که به ذهن فلان عالم اجتماعی یا فیلسوف رسید به ذهن دیگرانی که پیش از او بوده اند نرسیده است؟. چرا آنچه که ویتگنشتاین می اندیشید به ذهن راسل نرسید یا چیزی که ملاصدرا به دنبال آن بود ابن سینا یا فارابی نگفت. الان قصد پاسخ مفصل به این سؤال را با مصادیق فراوانش در تاریخ علم ندارم اما فکر میکنم پاسخ آنرا برخی فیلسوفان علم و جامعه شناسان معرفت به خوبی داده اند. بطور خلاصه پاسخ این است که ارزشمند بودن و جالب بودن موضوعی برای پژوهش بر اساس معیارها و ملاک هایی جهانشمول و همیشگی تعیین نمی شود. بلکه ارزشمند بودن و جالب بودن موضوعی برای پژوهش، تنها و تنها بوسیله شیوه تربیت و آموزش عالمان و نیز مجموعه غایات و تعلقاتشان تعیین می شود. می دانید چرا؟. چون اگر قرار بود معیارهایی جهانشمول و همیشگی برای ارزشمند بودن و جالب بودن موضوعات مورد پژوهش در هر حوزه ای از دانش وجود داشته باشد یک عالم می آمد و همه مسائل حوزه خودش را حل می کرد و دیگر هیچ!. دیگر این همه فیلسوف، جامعه شناس، فیزیکدان، ریاضیدان و... می خواستیم چه کنیم؟. آنهم با این همه آراء و اقوال مختلف و متناقض. پس اگر موضوعی برای فیسلوف یا عالم اجتماعی جالب و ارزشمند است و سالها عمر خویش را صرف آن می کند و از سوی دیگر همان موضوع برای فیلسوف و یا عالم اجتماعی دیگری اینگونه نیست به این دلیل است که شیوه تربیت و آموزش آنها و نیز مجموعه غایات و تعلقاتشان با یکدیگر متفاوت است. حال با این مقدمه کوتاه آیا شورای گروه ما می تواند بگوید که "جامعه شناسی اسلامی" موضوعی ارزشمند و جالب برای پژوهش نیست؟. البته به یک معنا می تواند و به یک معنا نمی تواند. به این معنا می تواند چون بر اساس تربیت به شدت غربی و سکولاری که اغلب عالمان علوم اجتماعی فرنگ درس خوانده ما دارند طرح چنین موضوعاتی حتی برای تأمل، خارج از کار علمی محسوب می شود!. البته اشکالی هم ندارد چون نمی توان انتظاری بیشتر از آنها داشت. اما به این معنا نمی تواند چون بر اساس تربیت و آموزش و نیز تعلقات یک "متفکر مسلمان" که می خواهد معرفت و دانش نیز مهلم از آموزه های اسلام باشد این موضوع نه تنها ارزشمند و جالب است بلکه ضروری نیز هست!. بنابراین در پاسخ به شورای گروه که می گوید موضوع شما ارزش علمی ندارد باید بگویم که از "نظر شما" اینگونه است!. طنز ماجرا اینجاست که انبوهی از مقالات و کتاب و مؤسسات داخلی و حتی غربی مرتبط با موضوع اینجانب وجود دارند که همین الان که این پست را می نویسم میتوانم آنها را لیست کنم!. اتفاقاً بسیاری از عالمان علوم اجتماعی و جامعه شناس هم در این زمینه کار می کنند نه انسانهای مریخی!!!. اما پاسخ دوم من به شورای گروه این است که من در کجای طرح نامه اشاره کرده ام که می خواهم "جامعه شناسی اسلامی" را " اثبات" کنم؟. اینکه من بروم و آثار و تألیفات حوزه "جامعه شناسی اسلامی" را بیاورم چه ارتباطی با موضوع رساله من دارد؟. همانطور که در طرح مسأله هم اشاره کرده ام بعد از رویارویی متفکرین اسلامی با علوم اجتماعی معاصر، بحث نسبت میان علوم اجتماعی و متعاقب آن "علوم اجتماعی اسلامی" بصورت جدی مطرح شد. و بعد از انقلاب اسلامی هم در ایران یکی از بحث های جدی در عرصه سیاستگذاری های کلان علمی "اسلامی شدن علوم" بود. اصلاً این بحث فقط در مورد اسلام هم مطرح نیست. این بحث در عالم مسیحیت نیز جریان دارد. ما عالمانی را در غرب داریم که صحبت از جامعه شناسی مسیحی می کنند. بعد از شکل گیری این مباحث در غرب و جهان اسلام برخی فلاسفه و عالمان علوم اجتماعی بر اساس مبانی معرفت شناختی و روش شناختی خویش موضع گیری های موافق و مخالفی کردند. حال من نمی دانم بررسی این دیدگاههای موافق و مخالف در ایران بعد از انقلاب چه ارتباطی با این دارد که بخواهم جامعه شناسی اسلامی را "اثبات" کنم؟. من نمی خواهم بگویم "جامعه شناسی اسلامی" داریم یا نداریم بلکه می خواهم تنها دیدگاههای موافق و مخالف راجع به این موضوع را بررسی کنم تا مدعیاتشان مورد تحلیل قرار گیرد. راستش فکر می کنم تا زمانیکه این بینش های پوزیتویستی و نگتیویستی نصفه و نیمه بر فضای علوم اجتماعی ما حاکم باشد نه تنها این موضوع بلکه هر موضوع دیگری که از این چارچوب تنگ خارج باشد اساساً قابل طرح نیست. این می شود که وقتی انبوه پایان نامه های دانشکده و نیز مقالات فصلنامه رنگارنگ علوم اجتماعی را نگاه می کنید جز بررسی تطبیقی رضایت شغلی کارگران کارخانه نساجی علی آباد کتول و کارگران شرکت زیمنس آلمان و موضوعاتی از این دست چیزی نمی یابید. فکر می کنید اغراق می کنم؟. همین یک یا دو سال پیش بود که یکی از استادان دانشکده راجع به وضعیت اسف بار پایان نامه ها در دانشکده به مناسبت هفته پژوهش صحبت می کرد. اصلاً بگویید ببینم تا به حال کدام یک از این پایان نامه ها دردی از ما دوا کرده است؟. بگذریم! می دانید فقط مشکل کجاست؟ اینکه در چارچوب علایق و کارهای پژوهشی اساتیدمان کار نمی کنیم؛ موضوع پیشنهاد نمی دهیم. همین!!!
Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6 |
||||||||||
نظرات (2)