| سه دهه بعد از انقلاب! |
| 1387/10/01 ساعت 23:58:43 | ||||||||||
1.این روزها سخن از سی سالگی انقلاب اسلامی است. انقلابی که قرار بود امید و آرزوی مستضعفین جهان باشد! انقلابی که داعیه صدورش را داشتیم! اما به راستی بعد از سی سال، درباره انقلاب اسلامی چه می توان گفت؟ چه عوامل و شرایط اجتماعی, سیاسی و حتی اقتصادی در وقوع انقلاب اسلامی مؤثر بود؟ چه افراد، گروهها و جریانهایی نقش بیشتری در شکل گیری انقلاب اسلامی داشتند؟ انقلاب اسلامی چه دستاوردهایی را برای ما در عرصه های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی به ارمغان آورده است؟ آیا آرمانهای انقلاب اسلامی حتی بطور نسبی تحقق یافته اند؟ موانع تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی چیست؟ شکاف میان اهداف انقلاب اسلامی و وضعیت موجود چقدر است؟ نسبت انقلاب اسلامی با جمهوری اسلامی چیست؟ آیا می توان جمهوری اسلامی را تحقق نسبی آرمانهای انقلاب دانست؟ آیا انقلاب اسلامی در این مدت طی شده از وقوع انقلاب قابل ارزیابی است یا زمان بیشتری را می طلبد؟ اساساً موازین و معیارهای ما برای ارزیابی انقلاب اسلامی چیست؟ انقلاب اسلامی چه پیامدها و تبعاتی را در عرصه جهانی به دنبال داشته است؟ چه آینده ای را می توان برای انقلاب اسلامی متصور بود؟ و ... .2. اینها و بسیاری از سؤالات دیگر پیرامون انقلاب اسلامی همواره در این سی سال مطرح بوده و پاسخهایی را نیز به دنبال داشته است. البته به یک معنا، هم پرسشها و هم پاسخهای مربوط به آن میان اقشار مختلف یعنی عالمان دینی، جامعه شناسان، اندیشمندان، سیاستمداران، مسئولین نظام و حتی عامه مردم مطرح بوده است. اما به نظر می رسد همه کسانی-اعم از همه اقشار مذکور- که در این سالها به نوعی با این پرسشها و پاسخها درگیر بوده اند، "تلقی" خاصی از "ماهیت انقلاب اسلامی" را در پرداختن به آنها "مفروض" داشته اند. به عبارت دیگر عالمان دینی، جامعه شناسان، اندیشمندان، سیاستمداران، مسئولین نظام و حتی عامه مردم بر پایه چنین تلقی ای به پرسشهای مذکور پاسخ می دهند. با این وصف، سؤال مهم و کلیدی آنست که "ماهیت انقلاب اسلامی چیست؟". 3.اگرچه "تلقی از ماهیت انقلاب اسلامی" -همانطور که اشاره شد- همواره در پاسخهای ما به پرسشهای مذکور حضور داشته، اما پرسش از این تلقی و چیستی آن کمتر مورد بحث و مناقشه قرار گرفته است. به عبارت دیگر همه ما در بحث پیرامون انقلاب اسلامی بطور "ضمنی" تلقی خویش از ماهیت انقلاب اسلامی را "مفروض" می گیریم. اما آیا مفروض گرفتن امری به این معناست که هیچگاه مورد پرسش قرار نگیرد؟ 4. به نظر حقیر، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی عموماً "تصور می کردیم" که همه انقلابیون و نیز گروهها و جریانهای سیاسی-فرهنگی که در جریان انقلاب نقش آفرینی کردند، تلقی "واحدی" از ماهیت انقلاب اسلامی دارند و به زودی یکی پس از دیگری قله های آرمانهای انقلاب اسلامی را فتح می کنیم. اما رفته رفته و در پی تحولات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی متعددی که در سه دهه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تجربه شد چنین آرزویی را به خوابی تعبیرناپذیر مبدل ساخت! اما چرا؟ جواب ساده است. چون از ابتدا درک و تلقی واحدی از ماهیت انقلاب اسلامی وجود نداشت. یکی از دلایلی که وضعیت کنونی مناقشات پیرامون انقلاب اسلامی از بحث راجع به شکل گیری، وقوع، مبانی، آرمانها و پیامدها تا بسیاری موضوعات دیگر درباره انقلاب را حیرت انگیز کرده چنین پیش فرض نادرستی است که انقلابیون ما -طبیعتاً غیر انقلابیون که تکلیفشان مشخص است- تصور و تلقی واحدی از ماهیت آنچه را که در پی آن بودند داشته اند. اگر چنین پیش فرضی را کنار بگذاریم آنگاه وضعیت مذکور نه تنها حیرت انگیز نبوده بلکه کاملاً عادی و پیش پاافتاده می نماید. برای روشن شدن این مطلب کافیست از میان انواع مناقشات و مجادلات فکری و سیاسی پیرامون انقلاب اسلامی به شکل گیری روایت اصول گرایانه و اصلاح طلبانه اشاره کنیم. هم اصول گرایان و هم اصلاح طلبان -با انواع انشعابات درون گروهی- از نیروهای مؤثر در جریان انقلاب اسلامی بوده اند. اما روایتی که هر یک از وقایع و تحولات مربوط به انقلاب اسلامی دارند بعضاً متغایر و حتی در مواردی متناقض است که حکایت از دو روایت کاملاً متفاوت از ماهیت انقلاب اسلامی دارد. 5. بازگردیم به سؤال مهم و کلیدی که پیش تر مطرح کردم. "ماهیت انقلاب اسلامی چیست؟". به زعم حقیر، پاسخ به این سؤال از سویی ممکن و از سوی دیگر ناممکن است. به این معنا ممکن است که بگوییم با توجه به "منظر" و "غایات" کسانی -افراد یا جریانهایی- که به این سؤال پرداخته اند، ماهیت انقلاب اسلامی چنین یا چنان است. اما به این معنا ناممکن است که فرض کنیم می توان از جایگاهی مافوق "منظر" و "غایات" "پاسخ دهندگان" می توان چنین پرسشی را پاسخ گفت. به سخنی دیگر، همه افراد و جریانهایی که به نوعی در جریان انقلاب اسلامی -از مراحل آغازین بسته شدن نطفه انقلاب تا کنون که سه دهه از وقوع آن می گذرد- نقش داشته اند با توجه به منظر و غایاتی که داشته اند با انقلاب اسلامی همراه شده اند و ماهیت انقلاب اسلامی را بر اساس منظر و غایات مورد نظرشان معنا کرده اند. این مطلب همه افراد و جریانهای مذکور، از کانونی ترین آنها یعنی شخص امام خمینی(ره) و نزدیکترین یاران ایشان تا حاشیه ای ترین آنها یعنی تک تک افراد و توده مردمی که در کوچه و خیابان برای پیروزی انقلاب اسلامی شعار داده اند را دربرمی گیرد. بنابراین سؤال "ماهیت انقلاب اسلامی چیست؟" تنها در اینصورت پاسخ مشخص و محصلی می یابد که ماهیت انقلاب اسلامی را با توجه به "مناظر" و " غایات" "افراد و جریانهای تأثیرگذار" ایضاح کنیم. بدیهی است که نکته فوق تنها در مورد افراد و جریانهای تأثیرگذار در انقلاب و تلقی شان از ماهیت انقلاب اسلامی صدق نمی کند. بلکه "هر فرد و جریان فرهنگی-سیاسی -اعم از موافقین یا معاندین- که بخواهد تلقی خویش را از ماهیت انقلاب اسلامی ارائه دهد مناظر و غایات خویش را پیش فرض می گیرد و بر مبنای آن ماهیت انقلاب اسلامی را معنا و مفهوم می بخشد". 6. زمانی تصور می کردیم که بر سر مناظر و غایات کسانی -افراد و جریانهایی- که در جریان انقلاب اسلامی تأثیرگذار بوده اند "اجماعی" حاصل شده که باعث وقوع چنین تحول شگرفی در تاریخ سیاسی معاصر ایران شده است. به بیانی دیگر همگی می دانند که برای چه انقلاب کرده اند! و امید است که نسلهای آینده نیز در مسیر راه طی شده قرارگیرند. اما به نظر می رسد اکنون که تنها سه دهه از انقلاب اسلامی گذشته است آن "اجماع" هر روز کم رنگ و کم رنگ تر می شود و امید آن نیست که حتی وفاق و اجماعی برای مؤسسان انقلاب باقی بماند چه برسد به نسلهای دیگری که قرار است حاملان انقلاب باشند! و در هر نسل نیز این شکاف عمیق و عمیق تر می شود. در این میان تکلیف جریانهای مخالف انقلاب اسلامی هم که از هیچ کوششی برای زمین زدن آن دریغ نمی کنند نیاز به توضیح ندارد. اما آیا این ناامیدی و افسوس سرنوشت محتوم ما و این انقلاب است؟ با این وصف، راه گریز ما از مرگ زودرس انقلابی که سی سالگی تولدش را جشن می گیریم چیست؟ آیا انقلاب اسلامی یگانه فهمی از اسلام بود که می توانست ما را در زیست مسلمانی دنیای حاضر یاری کند؟
Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6 |
||||||||||
1.این روزها سخن از سی سالگی انقلاب اسلامی است. انقلابی که قرار بود امید و آرزوی مستضعفین جهان باشد! انقلابی که داعیه صدورش را داشتیم! اما به راستی بعد از سی سال، درباره انقلاب اسلامی چه می توان گفت؟ چه عوامل و شرایط اجتماعی, سیاسی و حتی اقتصادی در وقوع انقلاب اسلامی مؤثر بود؟ چه افراد، گروهها و جریانهایی نقش بیشتری در شکل گیری انقلاب اسلامی داشتند؟ انقلاب اسلامی چه دستاوردهایی را برای ما در عرصه های اقتصادی، فرهنگی و سیاسی به ارمغان آورده است؟ آیا آرمانهای انقلاب اسلامی حتی بطور نسبی تحقق یافته اند؟ موانع تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی چیست؟ شکاف میان اهداف انقلاب اسلامی و وضعیت موجود چقدر است؟ نسبت انقلاب اسلامی با جمهوری اسلامی چیست؟ آیا می توان جمهوری اسلامی را تحقق نسبی آرمانهای انقلاب دانست؟ آیا انقلاب اسلامی در این مدت طی شده از وقوع انقلاب قابل ارزیابی است یا زمان بیشتری را می طلبد؟ اساساً موازین و معیارهای ما برای ارزیابی انقلاب اسلامی چیست؟ انقلاب اسلامی چه پیامدها و تبعاتی را در عرصه جهانی به دنبال داشته است؟ چه آینده ای را می توان برای انقلاب اسلامی متصور بود؟ و ... .
نظرات (2)