مردهاي مرد
1390/10/25 ساعت 01:03:12

 اين رسم هميشگيِ مردان خداست كه تنها با شهادتشان همچون غنچه اي شكوفا مي شوند و با عطر وجودشان دلِ هر آشنا و غريبي را با خود مي برند. شگفت آور، در زمانه اي كه درِ باغ شهادت به گمان بسته است و بادهاي خزان، برگ هاي به ظاهر سبز و در باطن زردِ درخت تنومند انقلاب را يك به يك جدا مي كند. جواني از نسل سوم انقلاب كه هنوز فرصت و مجال جوانه زدن پيدا نكرده، ناگاه سر بر مي آورد، جرقه اي مي زند، روشنايي مي بخشد و آرام و بي ادعا خاموش مي شود. اين رسم هميشگي مردان خداست كه با گمنامي شان نام، با فنايشان وجود، با بي ادعايي شان ادعا و با خاموشي شان روشنايي را معنا مي بخشند.

 

امشب از داغي دوباره چشم تهران روشن است

يوسفي رفته است، آري وضع كنعان، روشن است


گرچه در بزم حماسه، هيچ جاي گريه نيست

در هجوم شعله ها، تكليف باران، روشن است


باز شمعي كشته شد با دست شب اما هنوز

اين شبستان كهن، با نور ايمان روشن است


كي ميان ابرهاي تيره پنهان مي شود؟

آسمان ما كه با خون شهيدان، روشن است


مصطفي هم رفت، آري! او هم اينجايي نبود

مردهاي مرد را آغاز و پايان، روشن است      (ميلاد عرفان پور)

 

پ.ن: براي شادي روح شهيد مصطفي احمدي روشن فاتحه اي را قرائت كنيد.





  نظرات (10)
نویسنده زهرای فاطمه website, 28/10/1390 - 17:19
 
سلام و درود 
به روزم با "تفسیر تو..." 
دعوتید با ذکر یک صلوات[گل] 
یاعلی 
 
----------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون 
 
نویسنده کاوه website, 28/10/1390 - 17:20
 
سلام بر بندگان صالح خدا 
خدا به داد ما قبرستان نشینان عادات سخیف برسد.. 
همین! 
 
------------------------------------------------------------- 
سلام كاوه جان. انشاءالله! 
 
نویسنده تربت تشنه website, 18/11/1390 - 19:26
 
بسم الله الرحمن الرحیم 
شهادت را به رسم این انقلاب تبریک می گوییم و تسلیت 
به شما و همه بازماندگان که به وسعت یک ملتند 
موید باشید 
 
------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون. التماس دعا 
 
نویسنده جنگلی website, 21/11/1390 - 19:09
 
شکست در نهضتی که برای خدا باشد نیست 
 
نقل است در یکی از شب های بمب باران امام در کنار پنجره ایستاده بودند 
 
اطرافیان برای حفظ امنیت گفتند که از پنجره فاصله بگیرد تا به ایشان آسیبی نرسد اما م فرمود: 
 
ای کاش این بمب ها بر سینه من فرو می آمد ولی به این ملت آسیبی نمی رسید 
 
اری این امام مردمش را بخوبی شناخته بود و قدر این مردم را می دانست 
 
و برای آزادی این مردم برای گذشتن همه چیزش آماده بود این چنین است که از 
 
نوجوان 13 ساله تا پیر مرد 70 ساله برای دفاع از آرمانهای امام خویش از هستی خود گذشتند 
 
و بدترین شکنجه ها و سختی ها و بی کسی ها رو تحمل کردند 
 
آری امام و ملت هدفشان خدا بود و هر دو مرد این راه بودند... 
 
-------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون 
 
نویسنده معصومه حیدری, 24/11/1390 - 09:58
 
شهیدان ازمی توحید مستند/شهیدان می خوش از جام الستند/نمردندونمی میرندهرگز/شهیدان زنده ی جاویدهستند... 
 
------------------------------------------------------------ 
سلام و ممنون مادر عزيز 
 
نویسنده مرتضی محجی, 12/12/1390 - 17:52
 
سلام  
نیستی دکتر 
 
-------------------------------------------------------- 
سلام رفيق! هستم. 
 
نویسنده معصومه حیدری, 21/01/1391 - 08:39
 
سلام خوبی دیگه نمی نویسی چرا 
 
------------------------------------------------------------ 
سلام بر مادر عزيز و مهربان. چشم مي نويسم! دعا بفرماييد 
 
نویسنده امیدوار والخ, 27/01/1391 - 21:45
 
سلام علیکم و رحمت الله 
 
سال نو مبارک جناب.. 
ایم بکام و بسی محتاج دعا 
 
 
-------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون. مدتها بود توفيق كامنت هاي شما رو نداشتم. انشاءالله سال جديد بر شما هم مبارك باشه. محتاجيم به دعا 
 
نویسنده نظری, 11/02/1391 - 18:03
 
سلام.ممنون بابت مطالبت!رشته م فیزیک هسته ای هستش دعا کن شرمنده آقا مصطفی نشم! 
دارم یه کتاب با استادم با موضوع مبانی فلسفی فیزیک از نظر دانشمندان اسلامی می نویسم از مطالب علم دینی ت استفاده کردم اگه ایده ای پیشهادی منبعی ... داری معرفی کنی بهم واقعا ممنون میشم!!! 
 
----------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون برادر. انشاءالله هيچكدام از ما شرمنده شهدا نشويم. اگر توضيح بيشتري بصورت ايميلي در مورد كارتان بدهيد سعي مي كنم منابعي كه در اين ارتباط به ذهنم مي رسد حتماً معرفي كنم. التماس دعا 
 
نویسنده امیدوار والخ, 16/02/1391 - 20:02
 
مثلن به بهانه انتخابات 
 
"به من نگویید قوی باشم، بس کنید، تمامش کنید... ما بچه‌های شما هستیم. پسران شما٬ دختران شما... ما از یک آب و خاکیم و رخت‌مان زیر یک آفتاب خشک شده...در روزهای خطر همه چشم دوخته بودیم به آسمان و دعا کرده بودیم، یادتان هست ممکن بود پدر برود و بازنگردد؟ یادتان هست پدر خیلی‌‌هامان بازنگشت؟یادتان که نرفته تهران را ما نجات دادیم؟...ما فرزندان همان مردانیم٬ بچه‌های روزهای خطر اما دست هایمان خالی‌ست... ما فرزندان شما هستیم !... فرزندان ایران، اما حالا ما، خیلی هایمان به خیلی چیزها بدگمان شده ایم،از آرمان های اتوپیایی انقلاب گرفته تا پفک چی توزی که بعد از مدت ها می خری که از خوردنش لذت ببری و داخلش کپک پیدا می کنی...بگذریم، اتحاد جماهیر شوروی از هم پاشید، دیوار برلین فرو ریخت، انگلستان به طرز مفتضحی از هند بیرون رانده شد، جنگ ویتنام پایان گرفت، جنگ سرد تمام شد... و اکنون تمام این ها به صورت واحد درسی در رشته‌های علوم سیاسی تدریس می‌شوند.  
 
می ترسم دور نباشد روزی که از انقلابی که قرار بود «انفجار نور» باشد و «روح یک جهان بی روح» جز دو واحد درسی چیزی باقی نماند!  
 
---------------- 
بعدن نوشت: 
 
۱.راستش آقای خامنه ای! توی این اوضاع قمر در عقرب مملکت، خیلی خوب است که شما هستید...خیلی 
 
۲.من همه اش فکر می کنم این جماعت به ظاهر حزب اللهی که برای فیلم گشت ارشاد ـ که قطعن مطمئنم نصفشان پایشان را تا به حال سینما هم نگذاشتند چه رسد به دیدن این فیلم ـ این طور رگ گردنشان ورم کرده چرا در مورد این گرانی های اخیر که قشر ضعیف را بدبخت کرده لال مانی گرفته اند" 
 
خوشمان آمد.. 
 
------------------------------------------------------------ 
سلام و ممنون برادر 
 

  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
BBCode:Web AddressEmail AddressBold TextItalic TextUnderlined TextQuoteCodeOpen ListList ItemClose List
نظر

Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6
AkoComment © Copyright 2004 by Arthur Konze - www.mamboportal.com
All right reserved



عضويت

Powered by WebGozar