نشت نشا
1389/03/15 ساعت 13:06:51

 "نشت نشا" عنوان مقاله اي بلند از رضا اميرخاني پيرامون پديده فرار مغزهاست. چنانكه خود نيز در كتاب اشاره مي كند:

 

« "نشت نشا" را معادلي گرفته ام براي پديده مهاجرت نخبگان يا فرار مغزها. تعبير فرار را هيچگاه نپسنديده ام. فرار، بار معنايي تندي دارد. خيلي تندتر از مسافرت قانوني بر و بچه ها. از آن طرف نخبگان را نيز تعريف جامع و مانعي نمي دانم براي آن ها كه مي روند. همه آن ها كه مي روند در نخبه گي يعني نخبه بودن مشترك نيستند... » (ص6)

 

و در ادامه درباره اين وجه تسميه مي گويد:

 

« نشت را در فرهنگ معنا كرده اند سرايت آب و آتش از جايي به جاي ديگر. نشت را معقول تر ديدم از مهاجرت و فرار، چرا كه "نشت" به خلاف مهاجرت كه با هجرت هم نشيني ذهني دارد و مثبت است، عيب ظرف را نيز مي نماياند و به خلاف "فرار" كه تند و منفي است، حركت نرم و آرام يك جريان را نيز نشان مي دهد.

نشا هم همان قلمه اي است كه مي زنند تا پسان فردا كه گرفت، محصولشان بدهد. ... اما خود نشا، كنايتي است از زحمتي كه نظام آموزشي ما براي بر و بچه ها مي كشد. پس "نشا" را نيز از "نخبه" و "مغز" در تعريف دقيق تر ديدم. در تعريف نخبه و مغز نياز داريم به يك ارزش گذاري كه الزاماً مورد تأييد همگان نيست، حال آنكه در "نشا" بيشتر به زحمت كاشت و منفعت برداشت نظر مي كنيم، بدون هيچ ارزش گذاري. "مغز" و "نخبه" همان ابتداي كار چهره مثبتي مي سازد از آن ها كه مي روند و وجوه ممتازه اي براي ايشان قائل مي شود كه معلوم نيست چندان هم درست باشد.

اما تركيب "نشت نشا" چندان دقيق و اصيل نيست. دقيق نيست، چرا كه نشت را به سيالات نسبت مي دهند، نه به جامدات و بل جمادات، چه رسد به صاحبان ارواح! و اصيل نيست چرا كه در اين تركيب گوشه چشمي نيز داشتم به ترجمه (Brain Drain) انگليسي، نشت مغز، كه اهلش بدون داشتن سابقه صنايع سنگين لفظي و سجع و گلستان و بوستان و فرهنگستان چنين تعبير نغزي ساخته بودند... » (ص8-6)

 

از آنجايي كه اميرخاني به عنوان يك سمپادي، تجربه گرانبهايي از هم نشيني با استعدادهاي درخشان و نيز تحصيل در خارج از كشور و آشنايي با نظام آموزشي غرب دارد؛ تا حدودي توانسته به كنه و ريشه پديده "فرار مغزها" راه يابد و در اين مسير نقبي هم به بررسي و نقد نظام آمورشي و تحصيلي كشور بزند.

 

مرنبط:
1. آنچه در وب راجع به نشت نشا نوشته اند
2. بي وتن
3. ناصر ارمني
4. داستان سيستان
 



  نظرات (3)
نویسنده تربت تشنه, 16/03/1389 - 18:06
 
بسم الله الرحمن الرحیم  
سلام  
نمی دانم چه حکمتی دارد که هیچ وقت از صحفه 10 - 12 نشت نشا بیشتر نرفته ام .  
اما هدفم از اینجا آمدن بیشتر این بود که بگم تااخر دو هفته پیش که هیج ، من هنوز هم پیگیر مطالب هستم شما هستم تا جواب سوالی را که فرموده بودید دریافت کنم ... البته اگر سوال خیلی سختی نیست که به نظرم خودم هست !!!!! 
موید باشید 
 
----------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون. اولاً اميدوارم كه بالاخره كتاب را به اتمام برسانيد. ثانياً حق با شماست كمي دير شد اما علت داشت. يكي اينكه جسارتاً مي خواستم ببينم چقدر پيگير هستيد. و ديگر اينكه به سبب ظرافت بحث وقت بيشتري مي خواستم بگذارم. انشاءالله به زودي وعده را اجابت خواهم كرد. التماس دعا 
 
نویسنده تربت تشنه, 16/03/1389 - 22:06
 
بسم الله الرحمن الرحیم  
سلام  
خدا را شکر رو سفید شدم ... واقعا این سوال در ذهنم بود که پرسیدم . از شما هم که پیگیر بودید برای دادن جواب ، تشکر 
 
---------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون. خواهش مي كنم. به زودي پاسخي را كه آماده كرده ام خدمتتان عرض مي كنم. التماس دعا 
 
نویسنده راهرو روح الله, 17/03/1389 - 03:23
 
سروده ای در تقبیح توهین به نواده امام: 
خورشید حضور داشت و غروب فرزند دید 
حرمت شکنی نا اهلان مکر پسند دید  
ناله نواده دید و سخن نگفت  
سکوت و خنده قدرت پرستان خارج از روند دید 
فریاد سکوت ها بس بلند بود  
گویا صحنه ای از بی وفایی مردم دیو پسند دید 
چشم ها خیره گشت از رقص شعبده 
تکرار تلخ ستاندن انتقام پدر از فرزند دید 
چه شد حق حرمت آن پیر عزیز! 
آری! توهین و ناسازا نثار فرزند دید 
 
---------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون. خدا عاقبت همه ما را به خير كند! التماس دعا 
 

  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
BBCode:Web AddressEmail AddressBold TextItalic TextUnderlined TextQuoteCodeOpen ListList ItemClose List
نظر

Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6
AkoComment © Copyright 2004 by Arthur Konze - www.mamboportal.com
All right reserved



عضويت

Powered by WebGozar