همه؛ انسانيم!
1388/11/21 ساعت 22:39:45
«فیلسوفان در تحلیل نهایی انسان­ اند ― پیش از اینکه فیلسوف شوند انسان بوده­ اند، و پس از اینکه فیلسوف شدند باز هم انسان­ اند، و هنگام تفلسف و استدلال­ ورزی هم همچنان انسان­ اند، و پس از اینکه از تفلسف و فیلسوفی بطورموقت یا دائم معزول و معاف شوند باز هم انسان اند ― و حاصل تلاش و اشتغال ایشان، که همان نظریه­ های فلسفی باشد، در تحلیل نهایی، ماجرا، محصول، و نهادی است انسانی! و ماجرای فلسفه ـــــ همچون ماجرای علم، ماجرای هنر و شعر ادبیات، ماجرای دیپلماسی، ماجرای معماری، ماجرای شهرسازی، ماجرای تکنولوژی، ماجرای جنگ­ها و صلح­ها، ماجرای نهادهای اجتماعی-سیاسی-اقتصادیِ همۀ ملل و نحل، ماجرای زراعت و تجارت، ماجرای جهانی سازی، ماجرای برخورد تمدن­ها، ماجرای جمیع مکاتب اجتماعی-سیاسی-اقتصادی، و هکذا … ـــــ ماجرایی است انسان­ساخته و انسان­بافته، مولود و مصنوع امیال و علایق و هوسات و حدسیات و ظنیات انسان­ها. و بنابراین، ماجرای فلسفه، ماجرای نظریه­ های فلسفی است که بنیاناً موقتی و متلاطم است و تن به هیچ قرار و ثباتی نمی­دهد. زیرا ماجرای فلسفه مشتمل است بر حدسیات و ظنیات متکثّر و متنوّع و متغایر و متعارضی که انسان­هایی با تعلّقات متکثّر و متنوّع و متغایر و متعارض ساخته و پرداخته ­اند.»(*)

و حال اگر بپذيريم نه تنها فيلسوفان، كه همه اصناف و محصولات بشري مشمول اين فرض بنيادين و بسيار سرنوشت ساز مي شوند؛ پرسش مهم اينجاست كه آگاهي و تفطن به چنين بينشي، چه تبعات معرفت شناختي و حتي اخلاقي براي ما انسانها -اعم از فيلسوف و غير فيلسوف- به دنبال خواهد داشت؟ مثلاً پيشترها گمان مي كردم كه چنين آگاهي منجر به تواضع و در نتيجه تعامل بيشتر ما خواهد شد؛ اما به راستي چه دليل و تضميني براي ملازمت اينها وجود دارد؟


(*) افسانه نگرش خارج ديني ، دكتر سعيد زيباكلام.




  نظرات (3)
نویسنده تربت تشنه, 22/11/1388 - 17:14
 
بسم الله الرحمن االرحیم  
سلام  
شرمنده که به برخی دلایل چند وقتی نبودم ! 
گمانم مشکل فلسفه و علم انسانی از دو جهت ناشی می شود که یکی از این دو جهت همین فراموشی " انسان بودن " است . انسان تعریفی دارد چه در فلسفه و چه در ایدئولوژِی هر گروه و قشری که انسان را به رسمیت می شناسد که در اغلب مواقع " نقصان " خصیصه ای ثابت شده برای فرد فرد انسانیت است  
وجه دوم تعریف انسان در رابطه با جهان است ( ماده یا غیر ماده )و وقتی این هر دو تعریف مشمول " عادت " شود فراموشی دامانش را می گیرد .اما اینکه نتیجه رفع این فراموشی چه می تواند باشد باز به همین دو وجه بر می گردد . تعریف از نفس انسان و تعریف از روابط انسانی  
( شاید ) 
 
------------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون از توضيحاتتون. دشمنتان شرمنده. به گمان من، انسان حتي با وجود چنين آگاهي باز در حصار همان تعلقاتي ست كه شرحش رفت. به همين دليل به نظر مي رسد حتي آگاه شدن به انسان بودن و نقصاني كه فرموديد شايد آنچنان وضع را دگرگون نكند! 
 
نویسنده حمید, 25/11/1388 - 18:04
 
سلام ما یه چند وقت سر نزدیما از این همه پست تعجب کردم چی شد یه دفعه معلومه حالتون خوب شد خدارو شکر بهترین البته شنیدم که زیادی خوب شده بودین که عکساتونم گذاشته بودین که ما توفیق نکردیم ببینیم مستدام. 
 
----------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون حميد عزيز. برادر، اين حال ما خوب شدني نيست! حالا حالاها با فراز و فرودش بايد ساخت. شرمنده شما رو هم اذيت مي كنم. آرزوي توفيق و التماس دعا 
 
نویسنده حمید, 26/11/1388 - 10:36
 
این حال بده انگار خیلی هم بد نیست خودتونم انگار دوسش دارین فکر میکنم خیلی نباید نگرانتون بود!!! 
 
------------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون حميد جان. واي كه اگر حالم خوب بود طوفان به پا مي كردم! حتماً بايد اتفاقي بيافته تا ...! التماس دعاي فراوان 
 

  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
BBCode:Web AddressEmail AddressBold TextItalic TextUnderlined TextQuoteCodeOpen ListList ItemClose List
نظر

Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6
AkoComment © Copyright 2004 by Arthur Konze - www.mamboportal.com
All right reserved



عضويت

Powered by WebGozar