1388/05/15 ساعت 12:19:36
صفحه 1 از 2
بسم الله الرحمن الرحیم « بقیت الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین و ما انا علیکم بحفیظ » (هود/86) میلاد منجی عالم بشریت حضرت ولی عصر(عج) را به همه دوستان و مخاطبان این کلبه کوچک تبریک عرض می کنم. انشاء الله که همگی انتظاری همراه با معرفت را تجربه کنیم. بیایید با هم بخوانیم: اللهم کن لولیک الحجت بن الحسن* صلواتک علیه و علی آبائه* فی هذه الساعه و فی کل الساعه* ولیاً و حافظاً و قاعداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً* حتی تسکنه ارضک طوعاً و تمتعه فیها طویلاً پ.ن: در این ساعات عزیز مرا از دعای خیرتان بی نصیب نکنید. مرتبط: 1. سبب غیبت امام عصر(عج) خودمان هستیم 2. شعری زیبا از شاعران بزرگ معاصر ایران درباره امام زمان(عج)
نویسنده حمیدآقا , 15/05/1388 - 13:42 سلام! تا حالا فکر کردی اگه الان حضرت بیان، با این خرابکاری های نظام، چه برخوردی میکنن؟؟ برای ایشون هم اصل حفظ نظام هستش؟ ارادت! --------------------------------------------------------------- سلام و ممنون حمیدآقای عزیز. عیدت مبارک. از تو چه پنهان این روزها به این مسائل زیاد فکر می کنم. دلم خونه و تصور می کنم برای برون رفت از این افتضاحاتی که سیاسیون ما بوجود آوردند باید حرکتی رو آغاز کرد نه اینکه آرام گوشه ای نشست. کاش هرآنچه می دانیم و می توانیم را بکار ببندیم تا شرمنده حضرتش نباشیم. به زودی حرفهایی برای گفتن خواهم داشت.
نویسنده هدی , 17/05/1388 - 10:42 سلام عید شما هم مبارک ان شاالله در پناه امام عصر سلامت و موفق باشین. امیدوارم همونطور که نوشتین منتظرانی با معرفت باشیم :) --------------------------------------------------------------- سلام و ممنون. به همچنین. انشاء الله
نویسنده شمالی , 19/05/1388 - 12:31 سلام. نمی دانم آیا این جا مجال مباحثه ی اشخاص ثالث هم هست یا نه اما به هر صورت لازم است چند خطی را خدمت جناب حمید آقا بنویسم. همیشه سوال کردن، طرح شبهه، تمسخر، ریشخند، ایراد گرفتن و امثالهم کاری به غایت سهل است که حتا اطفال هم از پس آن بر می آیند. شک ندارم کلافگی بزرگترها را در چنین مواقعی دیده اید. سخن شما به نوعی این طور به نظر می رسد که از طرف یک فرد طرفدار اسلام بیان شده است. اگر این گونه نباشد که مطلقاً سخن مرا نخوانید و اما اگر این گونه است: همه ی حکومت ها دچار ایراد هستند. مگر رهبر انقلاب به کرات نفرموده اند که ما راهی بس طولانی برای تحقق حکومت الهی داریم. اصلاً بدون وجود معصوم مگر می توان انتظار حکومت طابق النعل بالنعل علوی را داشت. چنان می گویید خرابکاری نظام که هر کس نداند فکر می کند ما بر سر مردم ژاپن بمب اتم انداخته ایم؛ ما الجزایر را به خاک و خون کشیده ایم تا رای مردم محقق نگردد؛ ما خاک ویتنام را به توبره کشیده ایم؛ ما عراق و افغانستان را به این روز انداخته ایم؛ ما در بوسنی نسل کشی کردیم؛ ما کنگو را نابود کردیم؛ ما آفریقای جنوبی را تبعیض گاه کردیم؛ ما اسراییل را نوازش کردیم و هزاران مثال از این دست. منطقی ترین حالت مقایسه ی این نظام با سایر نظام های دنیاست که ادعای بزرگی و برتری می کنند. این جا مجال طولانی سخن گفتن نیست اما بد نیست امام راحل هم در جایی حفظ نظام را اهم واجبات دانستند؛ یعنی حتا واجب تر از نماز. شما با این سوال قاعدتاً می خواهید نتیجه بگیرید پس حکومت اسلامی نباشد. واقعاً چنین می اندیشید؟ سال هاست که بحث تئوری سیاسی اسلام مطرح شده است. چرا کسی نمی آید با آن مبارزه کند و از راه منطقی نقد یا نفیش کند؟ چرا مخالفان اصلی این تئوری همان ظالمان و مستکبران از انواع شرقی و غربی بوده و هستند؟ فکر نمی کنید باید کمی بیشتر اندیشید؟ و البته مهمتر از همه بیشتر در این زمینه مطالعه داشت؟ --------------------------------------------------------------- سلام و ممنون ایمان عزیز. بله بحث برای همه اینجا آزاد است. پرسش های تو به من مربوط نمی شود و منتظر می مانیم تا حمید کامنت تو را ببیند. اما از آنجایی که حمید را به خوبی می شناسم و چند ماهی را با هم همکار بودیم میدانم که با طرح پرسش خود قصد تمسخر، ریشخند و ... را نداشته و نخواهد داشت. اما به هر حال اتفاقات اخیر سؤالات فراوانی را ایجاد کرده که باید به آنها پاسخ داد. ایمان عزیز، قبل از متهم کردن و انگ زدن بهتر نیست که باب گفنگو را باز کنیم؟
نویسنده شمالی , 20/05/1388 - 15:45 امید خان سلام! من یک تئوری برای خودم دارم که از پس سال ها مباحثه و مجادله و همفکری و مخالفت و امثاهم به دست آمده است: «کلوخ انداز را پاداش سنگ است». هر چند می پذیرم این تئوری به طور کامل منطقی و سقیم نیست اما تجربه نشان داده این بهترین راه عملی است. و اما دو ایراد بر کلام جنابعالی: 1. آیا به نظر شما می شود که در یک رویارویی دو نفره یکی از باب مخاصمه و تهاجم و دیگری از باب ملایمت و گفتگو وارد شوند. به نظر بنده کسی که آغاز چنین رویارویی را عهده دار می گردد روند ادامه ی بحث را تعیین می کند. من از نظر دوست شما بویی هم از گفتگو و تضارب آرا حس نمی کنم. شما چیز دیگری را درک می کنید؟ 2. این که شما دوستتان را به خوبی می شناسید کاملاً متین، اما تا آن جا که به من آموخته اند و عقل ناقصم یاری می کند ما فقط و فقط مجازیم بر ظاهر افراد قضاوت کنیم. این هرگز معنای طرفداری از ریا و تظاهر نیست بلکه بدون شک چنین روشی منطقی ترین راه در تنظیم کنش ها و واکنش های ما نسبت به دیگر افراد است. بپذیرید وقتی من در مقابل کلامی که از آقا یا خانم فلان صادر شده قرار می گیرم تنها مجازم نسبت به آن قول موضع گیری کنم نه بر اساس چیزهایی که نمی دانم و شاید وجود داشته باشد. حتا اگر طرف کلامش را خوب بیان نکرده باشد که باعث برداشت سو دیگران بشود و یا دیگران نتوانند جان کلامش را دریابند شاید در بهترین وجه بتوان گفت هر دو ماجورند؛ حال آنکه در هر دو صورت متکلم نخست وظیفه ی شفاف سازی و تبرئه یا دفاع از خود را داراست. با تشکر از همه ی دوستان --------------------------------------------------------------- سلام و ممنون. نظر شما محترم اما من معتقدم اگر کمی عجله نکنیم و با یک جمله -تأکید می کنم با یک جمله- از کسی که هیچ سابقه و ذهنیتی از او نداریم انواع و اقسام برچسب ها و اتهامات را نثار او نکنیم قطعاً نتیجه بهتری خواهیم گرفت. حتی اگر سخن او به زعم ما نادرست و اشتباه باشد. همین! احساس کردم کمی تند می روی اما اگر "واقعاً" هنوز هم می توانی با آن یک جمله ای که در کامنت بود حاق حرف دوستمان را فهم کنی که بحثی نیست.
نویسنده شمالی , 21/05/1388 - 17:17 سلام مجدد! شما بفرمایید از این عبارات که بر حسب اتفاق سوال اولش دو علامت سوال دارد چه می فهمید؟ بگویید مگر ما هم آگاه شویم. هر چند به نظر خیلی از اوقات محافظه کاری ما را در مقام بی طرفی قرار می دهد! -------------------------------------------------------------- سلام و ممنون. ایمان جان من نمی دانم دقیقاً مراد دوستمان از آن جمله چه بود و چه هدفی را دنبال می کرد. چون تنها "یک جمله" بود. ضمناً علافه ای هم به دانستن آن نداشتم وگرنه از او سؤال می کردم.قصد محافظه کاری هم ندارم اما به نظرم آن یک جمله نمی توانست دلیلی برای تعبیرات تند تو باشد. بگذریم! فقط خواستم نکته ای را متذکر شوم. اگر هنوز بر نظر خودت هستی بحثی ندارم.
نویسنده اسماعیل , 27/05/1388 - 10:58 سلام به ما سر بزن برادر : yaddasht-parakandeh.blogfa.com --------------------------------------------------------------- سلام. چشم عزیز دل!
نویسنده غریبه ی اشنا , 31/05/1388 - 20:20 پس چرا پست جدید نمیزارین منتظریم --------------------------------------------------------------- سلام و ممنون از توجه شما. راستش را بخواهید بعد از حوادث اخیر چند وقتی است به شدت متأثرم. دستم آنچنان به قلم نمی رود. اما چشم! به زودی پست جدیدی خواهم گذاشت. باز هم از توجه شما ممنونم. التماس دعا
نویسنده ع. , 01/06/1388 - 08:15 سلام امیدم! بابا تو هم مثل مرتضی خاطره بنویس که دلمون ناجور گرفته... نستالژی لطفا! ---------------------------------------------------------------- سلام و ممنون. چشم قربان!
نویسنده تربت تشنه , 01/06/1388 - 22:25 بسم الله الرحمن الرحیم اومدم جویا شم که چرا نمی نویسید دیدم دوستان قبل از من پیش دستی کردن و شما هم جواب دادید با این حال منتظر نوشته هاتون هستم --------------------------------------------------------------- سلام و ممنون از لطف شما. شرمنده شما و دوستان شدم. چشم! به زودی آپ خواهم کرد.
نویسنده يه دوست , 02/06/1388 - 23:50 http://pendar88.blogfa.com/ برادر به ما هم سر بزن -------------------------------------------------------------- سلام و ممنون. چشم قربان!
<< شروع < قبل 1 2 بعد > آخر >>