| کوچکی و بزرگی آدمها! |
| 1388/04/19 ساعت 20:49:43 | |||||||||
|
صفحه 2 از 2 سال اول و دوم دبیرستان دوستی داشتم به نام پیام ترکیان که امیدوارم هرجا هست در پناه امام عصر(عج) موفق باشد. پیام بعدها دانشجوی شریف شد و طبق آخرین خبری که از او دارم اکنون در بلاد کفر(آمریکا)! در حال تحصیل است. من و پیام دوستان بسیار صمیمی بودیم بطوریکه هرگاه معلمان یا دوستان مان می خواستند خبری از هر کدام ما داشته باشند اولین کاری که می کردند این بود که سراغ مان را از دیگری می گرفتند. پیام به قرائت قرآن علاقه زیادی داشت و از آنجایی که من بطور حرفه ای فعالیت قرآنی داشتم لذا از من خواست که کمکش کنم. به همین خاطر قرار گذاشتیم در هفته، گاهی اوقات که از مدرسه فارغ می شویم یا روز تعطیلی را در پیش داریم به جایی برویم و من هرآنچه را که در این زمینه فراگرفته ام به او آموزش بدهم. یکی از آنروزها که برای آموزش به پارک لاله رفته بودیم پیام حرف جالب و عجیبی به من زد که اگرچه در آن سن و سال خیلی به آن فکر نکردم اما هیچگاه از ذهنم پاک نشد.
آنروز پیام به من گفت: بعضی آدمها از دور و زمانیکه هنوز به آنها نزدیک نشده ای بزرگ به نظر می آیند اما وقتی بطور نزدیک و صمیمانه تری با آنها معاشرت می کنی می بینی برخلاف تصورت بسیار کوچک هستند. از طرف دیگر، بعضی آدمها از دور و زمانیکه هنوز به آنها نزدیک نشده ای کوچک به چشم می آیند اما وقتی رابطه نزدیک و صمیمانه تری با آنها برقرار می کنی می بینی بر خلاف تصورت انسانهای بزرگی هستند. بعد پیام ادامه داد که تو از دسته اولی. راستش آنروز از دست پیام دلگیر شدم اما به روی خودم نیاوردم ولی با اینحال هیچگاه حرف او از یادم نرفت. پ.ن: کاش آنروز به حرف پیام بیشتر می اندیشیدم! اما چه کنیم که گاهی اوقات برخی حرفها را باید غبار زمان بگیرد تا در وقتش از صندوقچه ذهن مان بیرون بیاید و تأثیر خود را بگذارد!
Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6 |
|||||||||
نظرات (11)