فلسفه و کارتون: شما چه می کنید!؟
1388/04/06 ساعت 13:30:20
 خوب! بگذارید کمی از فضای انتخابات و بحث های مربوط به آن -دست کم برای یک پست- فاصله بگیریم. تصور می کنم هم سن و سالهای من پیرمرد! کارتون معروف دور دنیا در هشتاد روز را بخاطر می آورند. راستش تماشای این کارتون از دوست داشتنی ترین لحظات کودکی ام بوده است. از آنجایی که بنده، بسیار علاقه مند به فلسفه هستم، حتی پیش پاافتاده ترین رویدادهای حیات روزمره را از نگاهی فلسفی بی نصیب نمی گذارم! و به همین دلیل، همیشه آماده شکار چنین رویدادها و لحظه هایی هستم و از گفتگو و معاشرت با کسانی هم که چنین بصیرتی دارند لذت می برم. طبیعتاً فیلم های کارتونی نیز از این قاعده مستثنی نیستند! پس به یک نمونه از چنین نگاهی که در مطالعات اخیرم با آن روبرو شدم توجه کنید: «آقای فاگ قهرمان داستان هشتاد روز دور دنیا نوشته ژول ورن هنگامی که با مستخدم خود پاس پارتو به روستایی در هندوستان رسید، با مراسمی روبرو شد که در حل معضل اخلاقی برآمده از آن لحظه ای درنگ نکرد. او شاهد اجرای مراسمی مذهبی ای شد که قرار بود در آن زنی جوان و زیبا، بنا به سنتی کهن، در پی درگذشت شوهرش قربانی شود. آقای فاگ زن را ربود و با خود به اروپای متمدن برد، و در پایان موفقیت آمیز سفرش با او ازدواج کرد. اکنون فرض کنید که شما به عنوان یک انسان مدرن و نسبی نگر از قضای بد روزگار شاهد مراسمی همانند شده اید، و می بینید که افراد قبیله ای «ابتدایی و وحشی» کودکی را قربانی می کنند. آنان بنا به باورهای خود، و مفهومی که از حقیقت در سر دارند، چنان که در جهان ویژه خویش می زیند، این مراسم آیینی را با تشریفات خاص خود آغاز کرده اند. پدر، مادر و نزدیکان کودک بنا به معتقدات خود اعتراضی ندارند، و آرام شاهد برگزاری مراسم اند. حتی کودک نیز که زاده حقیقتی دیگر در جهانی دیگر است، اجرای مراسم را پذیرفته است. شما، اما امکان دارید که کودک را از مرگ نجات دهید. چه می کنید؟ آیا می پذیرید که آنان در جهانی دیگر زندگی می کنند، و حق ندارید که در حقیقت آنان و در آیین مقدس شان دخالت کنید، یا نسبیت را کنار می گذارید و از حق حیات یک انسان که در جهان شما و در برداشت شما از حقیقت، اصلی خدشه ناپذیر است، دفاع می کنید؟»

پ.ن.1: این روایت برگرفته از "کتاب تردید" نوشته بابک احمدی صفحات 26-25 است.
پ.ن.2: البته خواننده باهوش! می داند که با تغییر مصادیق، می توان این روایت را برای حوادث اخیر هم بکار برد. نه؟




  نظرات (6)
نویسنده بدون عنوان, 06/04/1388 - 21:47
 
چقدر خوب بود اگر من هم به کوچکترین انفاقات حساس بودم و هر سوژه ای، دغدغه ای فلسفی برایم به همراه می آورد! سوال بسیار تأمل برانگیزیه و به نظرم مدت ها میشه روش فکر کرد اما اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که نه! نمیگذاشتم کودک بمیرد و به او لذت زنده بودن در دنیای دیگر را می چشاندم! 
باید بیشتر فکر کنم! 
 
---------------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون. برای اینکه چنین نگاهی در ما تقویت بشه -البته اگر علاقه مندیم- کافی ست حیات روزمره مان را بیش از پیش جدی بگیریم. سعی کنید حتی از بدیهی ترین و دم دستی ترین اتفاقات روزمره تان به راحتی عبور نکنید.همین! 
 
نویسنده زهرا حيدري, 07/04/1388 - 23:01
 
سلام آقاي باقرپورمن يكي از هم دانشكده ايهاي دوره ي ليسانستون هستم(همكلاسي آفاي هاشمي ) الان دانشجوي ارشد جامعه شناسي دانشگاه ازاد زنجانم . دوست دارم پايان نامه مو تو حوزه ي فلسفه ي هنر كار كنم شما ميتونين كمكم كنين؟تو اين حوزه كتاب يا مقاله سراغ دارين؟البته ناگفته نمونه من هميشه مطالب وبلاگتونو ميخونم. 
 
--------------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون. راستش به جا نمی آرم. اما چطور پایان نامه جامعه شناسی رو میتونید فلسفه هنر کار کنید؟ در هر صورت اگر کمکی از دستم بربیاد دریغ نمی کنم. میتونید از طریق ایمیل در ارتباط باشید.  
 
نویسنده اقبالي, 08/04/1388 - 00:03
 
سلام 
دكتر بلخاري 4 جلد كتاب دراين زمينه در دست چاپ دارند كه به زودي منتشر ميشه  
به شدت اونها رو توصيه مي كنم 
البته ببخشيد دخالت كردم! 
 
---------------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون ابوالفضل عزیز. خواهش می کنم شما مختارید قربان! 
 
نویسنده فيروزي, 09/04/1388 - 11:51
 
سلام خيلي اين پست برام جالب بودچون يه مدتيست به اين فكرميكنم چرا انقدر از فلسفه بدم مياد ولي كلام ادمهايي كه فيلسوفانه به همه چيز نگاه ميكنن رو دوست دارم شايد با اين پست فهميدم كه ميشود فيلسوف نبود ولي نگاه فيلسوفانه داشت ولي هنوز نه عشق به فلسفه نه نگاه فيلسوفانه در من به وجود نيومده 
 
---------------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون از نظر شما. به یک معنا همه ما فیلسوفیم! اما قرار نیست همه ما درس فلسفه خوانده باشیم. تلقی عرفی از فلسفه این است که فلسفه کلامی انتزاعی و بریده از حیات روزمره ماست. من معتقدم اگرچه به ظاهر اینگونه می آید اما اندکی تأمل نشان می دهد فلسفه با بنیانی ترین لایه های حیات ما گره خورده است. راستی فکر میکنید چرا از فلسفه بدتان می آید. خوب به دلایلتان بیاندیشید! شاید این تأمل کمک کند نگاهتان به فلسفه تغییر کند. 
 
نویسنده ..., 09/04/1388 - 15:36
 
امیر المومنین (ع): 
 
اگر حق از باطل جدا وخالص می گشت و بی پرده ظاهر می شد زبان دروغ پرداز دشمنان بسته می شد. ولی هنر دشمن این است که مشتی از این و مشتی از آن بر گیرد ودر هم آمیزد و در چنین موقعیتی شیطان بر دوستانش چیره می شود(خطبه 50- نهج البلاغه ) 
 
--------------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون. سؤال اینجاست که دشمن کدام طرف ماجراست؟ 
 
نویسنده الهام, 12/06/1388 - 08:41
 
سلام الان به وبلاگ شما برخورد کردم دارم یه تحقیق در مورد مضامین فلسفی کارتونها می نویسم خودم با یک سری اشنا هستم ولی لیست کاملتری لازم دارم شما می تونید کمکم کنید ممنون 
 
-------------------------------------------------------------- 
سلام و ممنون. راستش بنده در این زمینه کار تحقیقی تکرده ام. اما اگر بتوانم کمک خواهم کرد. شما دقیقاً چه لیستی لازم دارید؟ 
 

  • لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب در اینجا ثبت کنید
نام:
پست الکترونیکی شما:
وب سایت شما:
BBCode:Web AddressEmail AddressBold TextItalic TextUnderlined TextQuoteCodeOpen ListList ItemClose List
نظر

Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6
AkoComment © Copyright 2004 by Arthur Konze - www.mamboportal.com
All right reserved



عضويت

Powered by WebGozar