"مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد" 

                                                         دکتر علی شریعتی

بدون شرح! (2)
1389/05/25 ساعت 07:10:05

                      

نظرات (14)

كتاب ترديد
1389/05/11 ساعت 12:30:52

"كتاب ترديد" تأليف بابك احمدي -كه چندي پيش خوانده ام- از معدود آثاري است كه روايتي نسبتاً جامع و روان را پيرامون يكي از مهمترين مناقشات معرفت شناسي معاصر يعني منازعه معقول گرايي(Rationalism) و نسبي گرايي(Relativism) به دست مي دهد. نويسنده در اين كتاب سعي كرده است تا مقوله نسبي گرايي(Relativism) را با نگاهي به تاريخ فلسفه و در ميان مهمترين نظريه پردازان آن جستجو كند. لذا بحث را از سوفيست ها آغاز مي كند و نهايتاً به كانت، نيچه، هايدگر، ويتگنشتاين و فوكو مي رسد. البته در اين ميان، پاي بسياري ديگر از متفكرين و انديشمندان تاريخ فلسفه نيز گهگاه و بنا به ضرورت به اين داستان باز مي شود. ضمناً در فصلي مجزا نيز تأويل و نسبي گرايي در فلسفه علم امروز با اشاره به آراء و انديشه هاي پاپر، لاكاتوش، كوهن و فايرابند مورد بحث قرار مي گيرد. به گمان من، تاريخي ديدن مسئله و پرهيز از روايت يكطرفه از نقاط قوت كتاب است. اما شايد نقدهاي دو طرف منازعه در مورد ادعاهاي يكديگر نسبتاً آنچنان كه بايد عمق پيدا نكرده تا خواننده را به گره هاي اصلي منازعه رهنمون كند و بيشتر حول آنها به بحث بپردازد.

 

شايد اگر بخواهيم مهمترين ادعاي "نسبي گرايي" را فارغ از همه ظرائف و مباحثات دقيق و پيچيده آن در چند سطر ايضاح كنيم بايد گفت كه:

 

"نسبي نگري بيشتر يك نظريه شناخت است، و در حد سخن شناخت شناسانه جاي مي گيرد. البته كم نيستند انديشگراني كه بدان در حد هستي شناسي توجه كرده، و نكته هايي مهم را نيز يادآور شده باشند. نسبي نگري استوار به اين فرض است كه حقيقت يكه اي وجود ندارد، و چنان واقعيت ابژكتيو يكتايي در ميان نيست كه امكان شناسايي آن مطلق، يقيني و ميان تمامي آدميان مشترك باشد. اين ذهن ماست كه هر چيز را به گونه اي خاص جلوه مي دهد، و هر آنچه ما ساده انگارانه «واقعيت ابژكتيو» مي خوانيم، به بنياد نيروي شناخت مان و بيان نتايج اين شناخت باز مي گردد. به نظر نسبي نگر چيزي حقيقت ندارد، مگر اين كه از نظر كسي، حقيقت دانسته شود، يا بهتر بگوييم كسي «اعتبار» خود از جهان و انديشه ها را «حقيقت» بنامد ... دانش و حقيقت نسبي هستند، يعني نسبت به زمان، مكان، جامعه، فرهنگ، طبقه اجتماعي، دوره تاريخي، شكل قدرت سياسي، شكل هاي اقتدار، زبان و مجازهاي بيان، شماها و چارچوب هاي شناختي، نظري، مفهومي، و حتي نسبت به آموزش ها، باورها و يادمان هاي باقي يا پنهان افراد، و در يك كلام نسبت به آنچه لودويگ ويتگنشتاين «شكل هاي زندگي» خوانده تفاوت مي كنند. آنچه ما دانايي مي ناميم وابسته است به تركيبي ويژه از شماري يا تمامي اين عوامل." (ص5)

 

و نهايتاً اينكه:

 

"نسبي نگري راديكال فقط در اين خلاصه نمي شود كه بپذيرم هرگز نخواهم توانست تجربه، جهان، فرهنگ و ديدگاه ديگري را بشناسم. حتي اين هم نيست كه باور كنم حقيقت براي من و ديگري امر واحدي نيست، و حكم يكسان عقل بر ما جاري نمي شود. نسبي نگري راديكال اين است كه حتي در حق خودم هم ندانم حقيقت كدامست، و نتوانم دريابم كه من با حقيقت بازي مي كنم يا حقيقت با من.

راديكال ترين شكل نسبي نگري با شك آوري تام، با حاكميت ترديد، يكي است." (ص3)


نظرات (8)

تأملات (1)
1389/05/08 ساعت 22:13:39

ويتگنشتاين به درستي مي‌بيند كه "ذائقه، امور و اشياء را مقبول مي‌كند"(1980: ص 59).*

و من مي‌خواهم اضافه كنم كه ما امور و اوضاعي را كه مقبول مي‌يابيم اغلب عقلاني مي‌خوانيم.

تهران، 1380

 

آيا ما امور و اوضاعي را كه مقبول مي يابيم تنها اغلب عقلاني مي خوانيم؟ به بيان ديگر آيا "عقلاني" خواندن، تنها گونه ممكن براي بيان امور و اوضاع مقبول ماست؟ در اين صورت، آيا بكارگيري مقولاتي مانند "اخلاقي"، "انساني"، "جهاني"، "فطري"، "طبيعي" و نظاير اينها، نيز گونه هايي ديگر براي بيان امور و اوضاع مقبول ما نيست؟ علاوه بر اين، اگر چنين حالاتي را بتوان تصور نمود، اساساً چه تفاوت ها و اشتراكاتي ميان اين انواع بيان هاي امور و اوضاع مقبول ما وجود دارد؟ و هر كدام از اين انواع بيان، چه چيزي پيرامون امور و اوضاع مقبول ما در عرصه هاي مختلف حياتمان مي گويند؟

اگر اين فرض را بپذيريم كه امروز همه مقولات "اخلاقي"، "انساني"، "جهاني"، "فطري"، "طبيعي" و نظاير اينها -كه گونه هاي متنوعي براي بيان امور و اوضاع مقبول ماست- مورد مناقشه و منازعه بي پايان و نافرجامي ميان ما انسانهاست؛ آيا اين امر دلالت ندارد كه در حقيقت، اين امور و اوضاع مقبول متعدد و متنوع ما انسانهاست كه مورد مناقشه و منازعه بي پايان و نافرجام قرار گرفته اند؟

ممكن است ظريف انديشي سؤال كند كه چرا امور و اوضاع مقبول ما انسانها مورد مناقشه و منازعه بي پايان و نافرجام قرار گرفته اند؟ پاسخ خيلي ساده و صريح اين است كه چون اين امور و اوضاع مقبول متعدد و متنوع، برخاسته از عرصه فراخ و گسترده تعلقات متكثر، متغاير، متضاد و متعارض انساني است، كه با  تار و پود فرهنگ هاي گوناگون بشري عجين شده است! كسي چه مي داند شايد به گفته او: لتعارفوا !  (1)

 

(1): اشاره به آيه 13 سوره مباركه حجرات

(2): آنچه كه پس از اين تحت عنوان "تأملات" اينجا منتشر مي شود حاوي تعريض هايي ست كه حقير، پيرامون برخي تأملات استاد عزيز جناب آقاي دكتر سعيد زيباكلام نوشته ام.

 

  * L. Wittgenstein(1980) Culture and Value, ed. by G.H.VON WRIGHT, Trans. P.WINCH (Oxford, Bkml).      
    

نظرات (0)

سفرنامه عراق: ارديبهشت 89
1389/04/27 ساعت 03:40:48

ديروز كه از سفر مشهد بازمي گشتيم به سينا گفتم: نمي دانم چرا در اين فاصله كوتاه، دوباره خداوند سفر كربلا را نصيبم كرده است؟ خيلي علاقه مندم بدانم كه در اين فاصله چه كرده ام كه چنين توفيقي نصيبم شده است؛ مي خواهم تا بازهم آن عمل را انجام بدهم تا شايد توفيقات بيشتري نصيبم شود. اما سينا نكته اي گفت كه عجيب مرا به فكر واداشت. سينا گفت: در اين انديشه و سؤالي كه ذهنت را مشغول كرده نفسانيت نهفته است. گفتم چرا؟

گفت: چون تصورت اين است كه تو كاري كرده اي كه اين توفيق نصيبت شده است، اما اشتباه مي كني چون وجودي كه منبع جود و سخاست هميشه نسيم لطف و كرمش به ما مي وزد. اين ماييم كه بايد قدر آنرا بدانيم و از آن استفاده كنيم نه اينكه ما كاري كرده باشيم. راستش را بخواهيد وقتي خوب فكر كردم ديدم حق با سيناست.

خلاصه بگويم كه اگر خدا بخواهد و ائمه هدي(ع) بطلبند امروز صبح عازم عتبات عاليات هستم و تا نيمه شعبان آنجا خواهم بود. لذا مناسب ديدم كه چند تصوير اندك سفر قبل را به عنوان تحفه اي براي ثبت در اينجا ارائه كنم. راستش سفر پيشين آنقدر حال و هواي خاصي داشت كه فرصت و مجال نوشتن و ثبت تصوير نداشتم. انشاءالله شايد در اين سفر جبران كردم.

از طرف همه دوستان و مخاطبان گرامي نائب الزياره خواهم بود. و پيشاپيش از اينكه تا زمان بازگشت، كامنت ها منتشر نمي شود عذرخواهي مي كنم.

 

حلال كنيد و التماس دعا


آغاز سفر: مسجد ترمينال غرب

 

صرف نهار در روز نخست سفر: رستوران هتل ملت، دوراهي نهاوند

 

محل اسكان شب نخست سفر: خانه اي در مرز مهران

 

انتظار براي عبور: مرز مهران

 

كربلاي معلا، بين الحرمين، حرم امام حسين(ع)

 

كربلاي معلا، ميدان مشك

 

كربلاي معلا، بين الحرمين، حرم حضرت اباالفضل(ع)


بازار پشت تل زينبيه: رفعتي(مداح كاروان)، من و اديب ساعدي(سپاه بدر)

 

مقام دست راست حضرت عباس(ع)

 

 محل اقامت در كربلاي معلا: خيابان السدره، هتل رياض الجنه

 

تل زينبيه

 

كربلاي معلا، بين الحرمين، حرم حضرت اباالفضل(ع)

 

كربلاي معلا، خيابان السدره، مقام امام زمان(عج)

 

نقطه صفر مرزي در خاك عراق: ميرسرابي(مدير كاروان)، من و رفعتي(مداح كاروان)

 

نقطه صفر مرزي در خاك عراق

 

صف طويل اتوبوس ها در نقطه صفر مرزي در خاك عراق


نظرات (4)

عكس انتخاباتي با كت دكتر احمدي نژاد
1389/04/26 ساعت 15:09:12

"عكس انتخاباتي با كت دكتر احمدي نژاد يا: چگونه يك نويسنده سياستمدار مي شود" تأليف محمدرضا سرشار(نويسنده و قصه گوي ظهر جمعه راديو) -كه به تازگي خوانده ام- مجموعه يادداشت هاي كوتاهي ست كه وي در فواصل كوناه و اندك فعاليت هاي انتخاباتي خويش به عنوان كانديداي مجلس ششم به مثابه خاطرات انتخاباتي خود نگاشته است. اين يادداشت ها، در ايام انتخابات مجلس هشتم و بعد، روي سايت خبرگزاري فارس قرار گرفت.

مطالعه اين كتاب از دو جهت جالب بود: اول اينكه به نوعي نشان دهنده تجربيات و فرهنگ سياسي كانديداها و بخصوص آنهايي است كه به عنوان شخصيتي فرهنگي وارد عرصه فعاليت هاي سياسي مي شوند. دوم اينكه تا حدودي نيز اطلاعات كمتر منتشر شده اي از دوران اصلاحات و انتخابات مجلس ششم را بيان مي كرد.

 

در فرازي از كتاب آمده است:


«اصلا براي انداختن چنين عكس مهمي آمادگي نداشتم. اگر مي دانستم، حداقل موهاي سرم را مي شستم. لباس هم مناسب يك عكس رسمي، نبود.

اما چاره اي نداشتم.

ژاكت يقه اسكي دستباف خانم و اوركت تنم بود.

عكاس گفت: با اين لباسها، نمي شود.

چه كار مي بايست مي كردم؟

دكتر محمود احمدي نژاد، به دادم رسيد:

-با كت من عكس بيندازيد.

گفتم: عيبي ندارد در عكسها، كت هردويمان يكي باشد؟

گفت: نه. معلوم نمي شود.»

 

"عكس انتخاباتي با كت دكتر احمدي نژاد يا: چگونه يك نويسنده سياستمدار مي شود"، نوشته محمدرضا سرشار، تابستان88، از سوي انتشارات «سوره مهر» منتشر شده است. اين كتاب 200 صفحه اي در شمارگان 2500 نسخه و قيمت 2800 تومان روانه بازار شده است.

 

مرتبط:

1. وب سايت محمدرضا سرشار(نويسنده كتاب)

2. نكاهي به "عكس انتخاباتي با كت دكتر احمدي نژاد"


نظرات (1)

<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > آخر >>



عضويت

Powered by WebGozar